نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

عرفان، چه نسبتی با سیاست دارد؟ آیا میتوان از عارف سیاستمدار یا حاکم حکیم سخن گفت؟ در نوشتار حاضر به‌منظور پاسخ به این پرسشها، به خوانش مهابهاراتا پرداخته ‌شده است. بدین منظور، ابتدا به تعریف سیاست و ابعاد مختلف آن دست زده شده و نگاه عرفای هندی را نسبت به آنها مورد بررسی قرار دادهایم. بررسیها، نشان از آن داشت که عرفا و برهمنان درزمینهٔ مقولاتی همچون زندگی اجتماعی، دوستی و دشمنی، خیر مشترک و زور بهعنوان داده بنیادین، پیش‌فرض، هدف و وسیله سیاست با سیاستمداران اختلافات اساسی دارند. بدین خاطر، آنها، با هرگونه جمع شدن عرفان و سیاست در وجود یک شخص، مخالفت کردهاند. اما جریان دیگری از اندیشه نیز در مهابهاراتا وجود دارد که از سوی طبقه جنگجویان هندی هدایت میشود و به دنبال معنوی کردن سیاست است.

کلیدواژه‌ها