نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مدیر گروه علوم سیاسی بوعلی سینا

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام دانشگاه بوعلی سینا

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام دانشگاه بوعلی سینا

چکیده

 مطالعه و رابطه اخلاق و سیاست و ایجاد تعامل میان امر سیاسی و مبانی اخلاقی یکی از مسائل مهم و علمی حوزه فلسفه سیاسی و اندیشه سیاسی است. رضا داوری اردکانی و السدیرمک­اینتایر از فیلسوفان سیاسی و اخلاقی دوره معاصر هستند؛ که در دو سنت فکری متفاوت (اسلام و غرب) در مطالعات فلسفی و سیاسی خود به رابطه اخلاق و سیاست پرداخته‌اند. این پژوهش صرف‌نظر از تفاوت‌های دو سنت فکری، با توجه به اشتراکات عمومی و دیدگاه‌های مشترک در امور اجتماعی و سیاسی، در پی پاسخ به این پرسش است که: چه نسبتی میان اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی رضا داوری اردکانی و السدیر مک­اینتایر وجود دارد؟ فرضیه‌ ما این است که داوری و مک­اینتایر، با توجه به‌نظام معرفتی و انسان‌شناسی خود، بر یگانگی و پیوند اخلاق و سیاست نظر داده‌اند. با توجه به یافته‌های تحقیق هردو متفکر در تحلیل نهایی به یگانگی و پیوند اخلاق و سیاست نظر دارند. افزون براین، کوشش شده است با الهام از رهیافت پارادایمی دلالت‌های سه‌گانه تبیینی، معرفتی وهنجاری هر دو متفکر با کالبدشکافی آرای اخلاقی سیاسی آن‌ها در جهت اثبات فرضیه ایجابی کمک گرفته شود. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی و تطبیقی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات