<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>Iranian Political Science Association</PublisherName>
				<JournalTitle>Research Letter of Political Science</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>Vol. 2</Volume>
				<Issue>NO 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>فرجام دموکراسی‌های تحمیلی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فرجام دموکراسی‌های تحمیلی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">60</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ایدة اصلی مقاله حاضر این است که سرنوشت دموکراسی‌های تحمیلی درنهایت به شرایط داخلی و نه شرایط خارجی وابسته است. دموکراسی‌ها تنها زمانی ثبات می‌یابند که در کشور مربوطه منابع قدرت از لحاظ اقتصادی، فکری و سیاسی به‌شکل عمده‌ای توزیع شده باشند. به‌نحوی‌که هیچ گروهی نتواند رقبای خود را سرکوب کند یا سلطة خود را حفظ نماید. این بحث مستند به موارد تاریخی است که در آنها نشان داده می‌شود چگونه دموکراسی‌های تحمیلی عمدتاً با شکست مواجه شده‌اند.
در این مقاله به این سؤال عمده پاسخ داده می‌شود که میزان اهمیت عوامل داخلی و خارجی در روند تحقق دموکراسی‌سازی چگونه است؟ آیا دلیل اصلی گسترش دموکراسی در جهان، فشارهای خارجی است یا نه دموکراسی‌ها تنها زمانی میسر می‌شوند که عوامل داخلی به‌شکل شایسته و بایسته‌ای به‌وجود آیند؟ در این ارتباط اهمیت نسبی هر کدام از عوامل داخلی و خارجی چه میزانی است؟ بسیاری از محققین به این موضوع پرداخته‌اند و به‌نظر می‌رسد این امر نیازمند مطالعه‌ای نظام‌مند و جامع می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ایدة اصلی مقاله حاضر این است که سرنوشت دموکراسی‌های تحمیلی درنهایت به شرایط داخلی و نه شرایط خارجی وابسته است. دموکراسی‌ها تنها زمانی ثبات می‌یابند که در کشور مربوطه منابع قدرت از لحاظ اقتصادی، فکری و سیاسی به‌شکل عمده‌ای توزیع شده باشند. به‌نحوی‌که هیچ گروهی نتواند رقبای خود را سرکوب کند یا سلطة خود را حفظ نماید. این بحث مستند به موارد تاریخی است که در آنها نشان داده می‌شود چگونه دموکراسی‌های تحمیلی عمدتاً با شکست مواجه شده‌اند.
در این مقاله به این سؤال عمده پاسخ داده می‌شود که میزان اهمیت عوامل داخلی و خارجی در روند تحقق دموکراسی‌سازی چگونه است؟ آیا دلیل اصلی گسترش دموکراسی در جهان، فشارهای خارجی است یا نه دموکراسی‌ها تنها زمانی میسر می‌شوند که عوامل داخلی به‌شکل شایسته و بایسته‌ای به‌وجود آیند؟ در این ارتباط اهمیت نسبی هر کدام از عوامل داخلی و خارجی چه میزانی است؟ بسیاری از محققین به این موضوع پرداخته‌اند و به‌نظر می‌رسد این امر نیازمند مطالعه‌ای نظام‌مند و جامع می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دموکراسی تحمیلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شرایط داخلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظام بین‌الملل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کشورهای جنوب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نمادهای دموکراتیک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_60_072b030ba126b2f4b2374f342be9ed44.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
