<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علوم سیاسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه علوم سیاسی</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>دوره دوم</Volume>
				<Issue>شماره 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تأثیر توان هسته‌ای ایران بر توازن قدرت، 
روابط و امنیت منطقه‌ای</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیر توان هسته‌ای ایران بر توازن قدرت، 
روابط و امنیت منطقه‌ای</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">57</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با کسب تجربه‌های عینی و ملموس از جنگ ایران و عراق و تحولات مربوط به آن - ازجمله سیاست‌ها و موضع‌گیری‌های دو ابرقدرت امریکا و شوروی و کشورهای غربی در قبال جنگ و شناخت اهمیت و نقش قدرت صنعتی و تکنولوژی در موقعیت و وزن کشورها- رویکردی مبتنی‌بر قدرت و واقع‌گرایی پیدا کرد. درهمین‌راستا بود که صنایع نظامی و تسلیحاتی ایران گسترش و پیشرفت‌های فوق‌العاده‌ای یافت. دستیابی ایران به دانش صلح‌آمیز هسته‌ای و پیش‌بینی دیگر موفقیت‌های آتی آن در این زمینه، نقش مهمی در تغییر توازن قدرت در منطقة خلیج فارس و خاورمیانه داشته است؛ به‌اضافة اینکه در کیفیت مناسبات سیاسی ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و امنیت منطقه، تأثیر ویژة خود را داشته است. سیاست خارجی، سیاست علمی و فنّاوری ایران در این مقاله از منظر بررسی عنصر «قدرت» و راهبرد و برداشت نظری «واقع‌گرایی کلاسیک» و «واقع‌گرایی ساختاری» به‌طور مشترک مورد مطالعه قرار گرفته است. دو فرضیة این مقاله روند پیشرفت‌ها و توان هسته‌ای ایران را به‌عنوان «متغیر وابسته» (Y) و در قالب «نظریة موازنة قدرت» و همین متغیر را به‌عنوان متغیری مستقل (X) درنظر می‌گیرد و تأثیر آن را بر سه متغیر وابستة توازن قدرت، روابط سیاسی و امنیت منطقه‌ای (خلیج فارس) ((Y1,Y2,Y3 بر پایة واقعیات و رخدادهای عینی مورد آزمایش و ارزیابی علمی قرار می‌دهند.
ساختاری</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با کسب تجربه‌های عینی و ملموس از جنگ ایران و عراق و تحولات مربوط به آن - ازجمله سیاست‌ها و موضع‌گیری‌های دو ابرقدرت امریکا و شوروی و کشورهای غربی در قبال جنگ و شناخت اهمیت و نقش قدرت صنعتی و تکنولوژی در موقعیت و وزن کشورها- رویکردی مبتنی‌بر قدرت و واقع‌گرایی پیدا کرد. درهمین‌راستا بود که صنایع نظامی و تسلیحاتی ایران گسترش و پیشرفت‌های فوق‌العاده‌ای یافت. دستیابی ایران به دانش صلح‌آمیز هسته‌ای و پیش‌بینی دیگر موفقیت‌های آتی آن در این زمینه، نقش مهمی در تغییر توازن قدرت در منطقة خلیج فارس و خاورمیانه داشته است؛ به‌اضافة اینکه در کیفیت مناسبات سیاسی ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و امنیت منطقه، تأثیر ویژة خود را داشته است. سیاست خارجی، سیاست علمی و فنّاوری ایران در این مقاله از منظر بررسی عنصر «قدرت» و راهبرد و برداشت نظری «واقع‌گرایی کلاسیک» و «واقع‌گرایی ساختاری» به‌طور مشترک مورد مطالعه قرار گرفته است. دو فرضیة این مقاله روند پیشرفت‌ها و توان هسته‌ای ایران را به‌عنوان «متغیر وابسته» (Y) و در قالب «نظریة موازنة قدرت» و همین متغیر را به‌عنوان متغیری مستقل (X) درنظر می‌گیرد و تأثیر آن را بر سه متغیر وابستة توازن قدرت، روابط سیاسی و امنیت منطقه‌ای (خلیج فارس) ((Y1,Y2,Y3 بر پایة واقعیات و رخدادهای عینی مورد آزمایش و ارزیابی علمی قرار می‌دهند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برنامة هسته‌ای ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امنیت خلیج فارس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توازن قدرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برداشت واقع‌گرایی کلاسیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برداشت واقع‌گرایی ساختاری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_57_72b32a1f754ba1c09b3695e0cb6cde7f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علوم سیاسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه علوم سیاسی</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>دوره دوم</Volume>
				<Issue>شماره 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مشارکت سیاسی دانشجویان: ارزیابی برخی از
پیش‌بینی‌کننده‌های مشارکت سیاسی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مشارکت سیاسی دانشجویان: ارزیابی برخی از
پیش‌بینی‌کننده‌های مشارکت سیاسی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">58</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مشارکت سیاسی جوانان به‌عنوان بزرگترین گروه جمعیتی کشور یکی از مهمترین مؤلفه‌های رفتار سیاسی شهروندان، چه از منظر پژوهشگران رفتار سیاسی و چه از حیث مدیریت سیاسی جامعة درحال تحول ایران، محسوب می شود. در مقالة حاضر نخست خلاصه‌ای از مهمترین دیدگاه‌های مربوط به مشارکت سیاسی و تصویری کلی از اشکال گوناگون مشارکت سیاسی ارائه می‌شود. سپس بر اساس یافته‌های پیمایشی که دربارة اشکال و سطوح مشارکت سیاسی دانشجویان توسط نگارنده به‌عمل آمده است، یکی از نظریه‌های جامعه‌شناختی مشارکت سیاسی، یعنی «نظریة منابع» مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و برخی «منابع» مورد ادعای این نظریه به عنوان پیش‌بینی کننده‌های مشارکت سیاسی بررسی می شوند. یافته‌های تحقیق مذکور، با توجه به جمعیت خاص مورد بررسی، رابطة آماری معناداری را میان منابع اجتماعی‌ـ اقتصادی افراد و مشارکت سیاسی آنان نشان نمی دهد، اما برخی منابع انگیزشی یا روان‌شناختی مورد ادعای نظریة منابع به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های مشارکت سیاسی تأیید می‌شوند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مشارکت سیاسی جوانان به‌عنوان بزرگترین گروه جمعیتی کشور یکی از مهمترین مؤلفه‌های رفتار سیاسی شهروندان، چه از منظر پژوهشگران رفتار سیاسی و چه از حیث مدیریت سیاسی جامعة درحال تحول ایران، محسوب می شود. در مقالة حاضر نخست خلاصه‌ای از مهمترین دیدگاه‌های مربوط به مشارکت سیاسی و تصویری کلی از اشکال گوناگون مشارکت سیاسی ارائه می‌شود. سپس بر اساس یافته‌های پیمایشی که دربارة اشکال و سطوح مشارکت سیاسی دانشجویان توسط نگارنده به‌عمل آمده است، یکی از نظریه‌های جامعه‌شناختی مشارکت سیاسی، یعنی «نظریة منابع» مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و برخی «منابع» مورد ادعای این نظریه به عنوان پیش‌بینی کننده‌های مشارکت سیاسی بررسی می شوند. یافته‌های تحقیق مذکور، با توجه به جمعیت خاص مورد بررسی، رابطة آماری معناداری را میان منابع اجتماعی‌ـ اقتصادی افراد و مشارکت سیاسی آنان نشان نمی دهد، اما برخی منابع انگیزشی یا روان‌شناختی مورد ادعای نظریة منابع به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های مشارکت سیاسی تأیید می‌شوند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشارکت سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رفتار سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوانان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دانشجویان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظریه منابع</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_58_66f041e16a60928b05a7e228a89c3799.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علوم سیاسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه علوم سیاسی</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>دوره دوم</Volume>
				<Issue>شماره 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی مقایسه‌ای دیپلماسی هسته‌ای دوران ریاست جمهوری
محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد
(تا پایان قطعنامة 1747 شورای امنیت)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مقایسه‌ای دیپلماسی هسته‌ای دوران ریاست جمهوری
محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد
(تا پایان قطعنامة 1747 شورای امنیت)</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">59</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این نوشتار بررسی مقایسه‌ای دیپلماسی هسته‌ای ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی در قالب دیپلماسی دور اوّل و محمود احمدی نژاد در قالب دیپلماسی دور دوم است. با توجه به اینکه دور دوم دیپلماسی هنوز به‌پایان نرسیده است روند این دیپلماسی تا پایان قطعنامة 1747 شورای امنیت علیه ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد.
این مقاله با مفروض گرفتن گسست رادیکال و پُرمخاطرة سیاست خارجی جمهوری اسلامی درزمینة مسائل هسته‌ای در دور دوم نسبت به دور اوّل، در پی پاسخ به این سؤال اساسی است که الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت نهم در حوزة دیپلماسی هسته‌ای چیست که منجر به گسست فوق شده است؟
نویسنده بر این باور است که الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت نهم در حوزة مسائل هسته‌ای، مبتنی‌بر انطباق تهاجمی است. در این الگو محیط در جهت خواست بازیگر تغییر می‌کند که این الگوی رفتاری بیش از آنکه تابع قدرت و امکانات ایران و شرایط بین‌المللی باشد، تابع ویژگی‌های شخصیتی و روانی رئیس‌جمهور و ناشی از باورها و آرمان‌های خود اوست. در راستای این مطالب، مقاله به سه بخش تقسیم می‌شود. در بخش نخست ضمن بررسی فضای سیاسی دور اول، به چگونگی و چرایی اتخاذ دیپلماسی هسته‌ای دولت محمد خاتمی پرداخته می‌شود و سپس با تجزیه‌وتحلیل دیپلماسی مذکور محاسن و معایب آن نیز ارائه می‌شود. در بخش دوم نیز فضای سیاسی دور دوم و شرایط حاکم بر محیط داخلی و بین‌المللی بررسی می‌شود؛ به توصیف چگونگی و چرایی دیپلماسی هسته‌ای دولت احمدی نژاد تا پایان قطعنامة 1747 پرداخته می‌شود و سپس محاسن و معایب این دیپلماسی ارائه می شود. در بخش سوم که درواقع مهمترین بخش مقاله است، این دو دیپلماسی به‌لحاظ امنیتی‌ـ سیاسی و حقوقی‌ـ فنی و در قالب دو جدول جداگانه با هم مقایسه می‌شوند. با آنکه در مقالات و نوشته‌های فراوانی به‌طور جداگانه این دو دیپلماسی مورد بررسی قرار گرفته‌اند اما آنچه این نوشتار را از سایر نوشته‌ها متمایز می‌سازد بررسی مقایسه‌ا‌ی دو دیپلماسی اشاره‌شده به‌طور هم‌زمان و در یک نوشتار است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این نوشتار بررسی مقایسه‌ای دیپلماسی هسته‌ای ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی در قالب دیپلماسی دور اوّل و محمود احمدی نژاد در قالب دیپلماسی دور دوم است. با توجه به اینکه دور دوم دیپلماسی هنوز به‌پایان نرسیده است روند این دیپلماسی تا پایان قطعنامة 1747 شورای امنیت علیه ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد.
این مقاله با مفروض گرفتن گسست رادیکال و پُرمخاطرة سیاست خارجی جمهوری اسلامی درزمینة مسائل هسته‌ای در دور دوم نسبت به دور اوّل، در پی پاسخ به این سؤال اساسی است که الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت نهم در حوزة دیپلماسی هسته‌ای چیست که منجر به گسست فوق شده است؟
نویسنده بر این باور است که الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت نهم در حوزة مسائل هسته‌ای، مبتنی‌بر انطباق تهاجمی است. در این الگو محیط در جهت خواست بازیگر تغییر می‌کند که این الگوی رفتاری بیش از آنکه تابع قدرت و امکانات ایران و شرایط بین‌المللی باشد، تابع ویژگی‌های شخصیتی و روانی رئیس‌جمهور و ناشی از باورها و آرمان‌های خود اوست. در راستای این مطالب، مقاله به سه بخش تقسیم می‌شود. در بخش نخست ضمن بررسی فضای سیاسی دور اول، به چگونگی و چرایی اتخاذ دیپلماسی هسته‌ای دولت محمد خاتمی پرداخته می‌شود و سپس با تجزیه‌وتحلیل دیپلماسی مذکور محاسن و معایب آن نیز ارائه می‌شود. در بخش دوم نیز فضای سیاسی دور دوم و شرایط حاکم بر محیط داخلی و بین‌المللی بررسی می‌شود؛ به توصیف چگونگی و چرایی دیپلماسی هسته‌ای دولت احمدی نژاد تا پایان قطعنامة 1747 پرداخته می‌شود و سپس محاسن و معایب این دیپلماسی ارائه می شود. در بخش سوم که درواقع مهمترین بخش مقاله است، این دو دیپلماسی به‌لحاظ امنیتی‌ـ سیاسی و حقوقی‌ـ فنی و در قالب دو جدول جداگانه با هم مقایسه می‌شوند. با آنکه در مقالات و نوشته‌های فراوانی به‌طور جداگانه این دو دیپلماسی مورد بررسی قرار گرفته‌اند اما آنچه این نوشتار را از سایر نوشته‌ها متمایز می‌سازد بررسی مقایسه‌ا‌ی دو دیپلماسی اشاره‌شده به‌طور هم‌زمان و در یک نوشتار است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاست خارجی ایران‌</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انطباق تهاجمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیپلماسی هسته‌ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میحط داخلی و بین‌المللی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بررسی مقایسه‌ای</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_59_093f65e080a295f8076b1c5722a46aa2.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علوم سیاسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه علوم سیاسی</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>دوره دوم</Volume>
				<Issue>شماره 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>فرجام دموکراسی‌های تحمیلی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فرجام دموکراسی‌های تحمیلی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">60</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ایدة اصلی مقاله حاضر این است که سرنوشت دموکراسی‌های تحمیلی درنهایت به شرایط داخلی و نه شرایط خارجی وابسته است. دموکراسی‌ها تنها زمانی ثبات می‌یابند که در کشور مربوطه منابع قدرت از لحاظ اقتصادی، فکری و سیاسی به‌شکل عمده‌ای توزیع شده باشند. به‌نحوی‌که هیچ گروهی نتواند رقبای خود را سرکوب کند یا سلطة خود را حفظ نماید. این بحث مستند به موارد تاریخی است که در آنها نشان داده می‌شود چگونه دموکراسی‌های تحمیلی عمدتاً با شکست مواجه شده‌اند.
در این مقاله به این سؤال عمده پاسخ داده می‌شود که میزان اهمیت عوامل داخلی و خارجی در روند تحقق دموکراسی‌سازی چگونه است؟ آیا دلیل اصلی گسترش دموکراسی در جهان، فشارهای خارجی است یا نه دموکراسی‌ها تنها زمانی میسر می‌شوند که عوامل داخلی به‌شکل شایسته و بایسته‌ای به‌وجود آیند؟ در این ارتباط اهمیت نسبی هر کدام از عوامل داخلی و خارجی چه میزانی است؟ بسیاری از محققین به این موضوع پرداخته‌اند و به‌نظر می‌رسد این امر نیازمند مطالعه‌ای نظام‌مند و جامع می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ایدة اصلی مقاله حاضر این است که سرنوشت دموکراسی‌های تحمیلی درنهایت به شرایط داخلی و نه شرایط خارجی وابسته است. دموکراسی‌ها تنها زمانی ثبات می‌یابند که در کشور مربوطه منابع قدرت از لحاظ اقتصادی، فکری و سیاسی به‌شکل عمده‌ای توزیع شده باشند. به‌نحوی‌که هیچ گروهی نتواند رقبای خود را سرکوب کند یا سلطة خود را حفظ نماید. این بحث مستند به موارد تاریخی است که در آنها نشان داده می‌شود چگونه دموکراسی‌های تحمیلی عمدتاً با شکست مواجه شده‌اند.
در این مقاله به این سؤال عمده پاسخ داده می‌شود که میزان اهمیت عوامل داخلی و خارجی در روند تحقق دموکراسی‌سازی چگونه است؟ آیا دلیل اصلی گسترش دموکراسی در جهان، فشارهای خارجی است یا نه دموکراسی‌ها تنها زمانی میسر می‌شوند که عوامل داخلی به‌شکل شایسته و بایسته‌ای به‌وجود آیند؟ در این ارتباط اهمیت نسبی هر کدام از عوامل داخلی و خارجی چه میزانی است؟ بسیاری از محققین به این موضوع پرداخته‌اند و به‌نظر می‌رسد این امر نیازمند مطالعه‌ای نظام‌مند و جامع می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دموکراسی تحمیلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شرایط داخلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظام بین‌الملل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کشورهای جنوب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نمادهای دموکراتیک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_60_072b030ba126b2f4b2374f342be9ed44.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علوم سیاسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه علوم سیاسی</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>دوره دوم</Volume>
				<Issue>شماره 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>درآمدی بر تبیین فرهنگی سیاست
(نگاهی به رهیافت فرهنگ سیاسی در علم سیاست)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>درآمدی بر تبیین فرهنگی سیاست
(نگاهی به رهیافت فرهنگ سیاسی در علم سیاست)</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>به‌طورکلی، فرهنگ سیاسی یعنی همة جنبه‌های ذهنی و بینا‌ذهنی نظام معنایی مرتبط با سیاست که دارای وجه شناختی (تعیین، تعریف و تشریح) و هنجاری (توجیه یا تقبیح) است. بنابراین فرهنگ سیاسی معانی مشترک ساخته و پرداخته‌شده در فرایند جامعه‌پذیری است که ضمن تعیین و تعریف امر سیاسی، نهادها، مقامات و اندر‌کنش‌های سیاسی را توجیه یا تقبیح می‌کند. از این طریق، فرهنگ سیاسی امکان‌ اندرکنش سیاسی و درنتیجه، مناسبات قدرت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هرچند این تأثیرگذاری دارای اشکال گوناگون و پرشمار است، می‌توان برخی از رایج‌ترین اشکال را شناسایی کرد. در این نوشتار می‌خواهیم ضمن اشاره به احیای جایگاه فرهنگ سیاسی در علم سیاست، فرهنگ سیاسی را روشن‌تر تعریف کنیم و الگوهای رایج نسبت فرهنگ و سیاست را بهتر بشناسیم.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">به‌طورکلی، فرهنگ سیاسی یعنی همة جنبه‌های ذهنی و بینا‌ذهنی نظام معنایی مرتبط با سیاست که دارای وجه شناختی (تعیین، تعریف و تشریح) و هنجاری (توجیه یا تقبیح) است. بنابراین فرهنگ سیاسی معانی مشترک ساخته و پرداخته‌شده در فرایند جامعه‌پذیری است که ضمن تعیین و تعریف امر سیاسی، نهادها، مقامات و اندر‌کنش‌های سیاسی را توجیه یا تقبیح می‌کند. از این طریق، فرهنگ سیاسی امکان‌ اندرکنش سیاسی و درنتیجه، مناسبات قدرت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هرچند این تأثیرگذاری دارای اشکال گوناگون و پرشمار است، می‌توان برخی از رایج‌ترین اشکال را شناسایی کرد. در این نوشتار می‌خواهیم ضمن اشاره به احیای جایگاه فرهنگ سیاسی در علم سیاست، فرهنگ سیاسی را روشن‌تر تعریف کنیم و الگوهای رایج نسبت فرهنگ و سیاست را بهتر بشناسیم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرهنگ سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرهنگ و سیاست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تبیین فرهنگی سیاست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">احیای فرهنگ سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعه‌پذیری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_61_7f39f8317fbdb1988ef4c628eba02591.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علوم سیاسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه علوم سیاسی</JournalTitle>
				<Issn>1735790X</Issn>
				<Volume>دوره دوم</Volume>
				<Issue>شماره 2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تبیین ساختارگرای سیاسی - اقتصادی از فساد اقتصادی در ایران (دوره پهلوی دوم 57-1342)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تبیین ساختارگرای سیاسی - اقتصادی از فساد اقتصادی در ایران (دوره پهلوی دوم 57-1342)</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">62</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>فساد، نوعی سرطان است که وارد بافت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه می شود و اختلال شدید در کارکردها به وجود می آورد. فساد یکی از چالش های مهم دنیای مدرن است و در نظام های سیاسی دموکراتیک ، نیمه دموکراتیک و غیر دموکراتیک با اندازه و سطوح گوناگون یافت می شود . امروزه در عصر «دهکده جهانی» و «انفجار اطلاعات» نظام های سیاسی بیش از گذشته آسیب پذیر شده‌اند. فساد اقتصادی، در نظامهای دموکراتیک، از نوع اتفاقی و در نظام‌های نیمه دموکراتیک و غیر دموکراتیک از نوع سیستمی و نظام‌مند است، زیرا ساختار سیاسی و اقتصادی این نظامها، فاقد نظام نظارتی -کنترلی رسمی یا مدنی قوی است.
در این مقاله نگارنده در صدد است با روش تبیین علی- ساختاری، تأثیر ساختار قدرت سیاسی سلطانی (نوپاتریمونیال)، ساخت اقتصاد رانتی، نوسازی اقتصادی از بالا و مکانیسم‌های اعمال نفوذ سیاسی بر فساد اقتصادی و رانت جویی در دوره پهلوی دوم در فاصله سالهای 1342 تا 1357 را مورد بررسی قرار دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">فساد، نوعی سرطان است که وارد بافت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه می شود و اختلال شدید در کارکردها به وجود می آورد. فساد یکی از چالش های مهم دنیای مدرن است و در نظام های سیاسی دموکراتیک ، نیمه دموکراتیک و غیر دموکراتیک با اندازه و سطوح گوناگون یافت می شود . امروزه در عصر «دهکده جهانی» و «انفجار اطلاعات» نظام های سیاسی بیش از گذشته آسیب پذیر شده‌اند. فساد اقتصادی، در نظامهای دموکراتیک، از نوع اتفاقی و در نظام‌های نیمه دموکراتیک و غیر دموکراتیک از نوع سیستمی و نظام‌مند است، زیرا ساختار سیاسی و اقتصادی این نظامها، فاقد نظام نظارتی -کنترلی رسمی یا مدنی قوی است.
در این مقاله نگارنده در صدد است با روش تبیین علی- ساختاری، تأثیر ساختار قدرت سیاسی سلطانی (نوپاتریمونیال)، ساخت اقتصاد رانتی، نوسازی اقتصادی از بالا و مکانیسم‌های اعمال نفوذ سیاسی بر فساد اقتصادی و رانت جویی در دوره پهلوی دوم در فاصله سالهای 1342 تا 1357 را مورد بررسی قرار دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فساد اقتصادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تبیین ساختاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اقتصاد رانتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکومت نوپاتریمونیال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عصر پهلوی دوم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.ipsajournal.ir/article_62_44f683a84163b3523afe57c2e008bc8c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
