<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه علوم سیاسی</title>
    <link>http://www.ipsajournal.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه علوم سیاسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رسانه و سیاست: مطالعه تطبیقی سیاست‌ بازنمایی روزنامه‌های شرق و کیهان در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_560.html</link>
      <description>پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی وانوسازی تیتر و زیرتیتر روزنامه کیهان و شرق در 12روز جنگ ایران و اسرائیل است. برای بررسی تقابل‌های درون متنی، رویکرد وانوسازی دریدایی و روش بوژه استفاده شد. تقابل‌ها نشان می‌دهند در روزنامه کیهان، موقعیت فرادست متعلق به اقلیت حاکم بوده. اما در روزنامه شرق، موقعیت‌ها برعکس هستند. کیهان ، حاوی صداهای خاموش بیشتری است اما شرق با وجود تلاش برای قرارگیری در جبهه‌ فرودستان، هم‌چنان به بخشی از فرودستان پرداخته است. یکپارچگی کلمات جنگی و تهدید بی‌امان دشمن در روزنامه کیهان، ایدئولوژی جنگ‌طلبانه بدون پرداختن به تبعات این جنگ در شهرها را نشان می‌دهد. در مقابل روزنامه شرق، رویکردی ضدجنگ داشته اما بازهم رویکرد مرکزگرا، باعث نادیده گرفتن تبعات جنگ در نواحی غیراز تهران شده است. نادیده گرفتن مردم عادی در اسرائیل نشان می‌‌دهد که شرق ضدجنگ نیست بلکه در همان ایدئولوژی غالب قرار می‌گیرد. تنها تفاوت شرق و کیهان در این است که شرق از زندگی روزمره در تهران جنگ‌زده، سخن می‌گوید و کیهان سعی در قوی‌سازی و مشروع‌سازی ایدئولوژیک جبهه‌ درگیر جنگ دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بومی‌گرایی به‌مثابه نسخه‌ی ایرانیِ &amp;laquo;ضدروشنگری&amp;raquo;: تحلیل تطبیقیِ واکنش روشنفکران هویت‌گرا به شبه‌مدرنیسم پهلوی</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_570.html</link>
      <description>مای ایرانی در دهه‌های اخیر در معرض چه انتخاب‌هایی قرار داشته‌ایم؟ در یک سو، نوعی ایده‌آلیسم بومی قرار دارد که بر استمرار اصول و اعتقادات سنتی به‌رغم ناهمخوانی‌ها با عناصر نظم غالب عصر تجدد راسخ است و در نقطه مقابل، نوعی عقل‌گراییِ متجددانه که با زیستن تحت علم‌محوری و فردباوریِ منتهی به فلسفه روشنگری، انقلاب صنعتی و انقلاب‌های دموکراسی‌خواهانه قوام یافته است. نحوه رویارویی ایرانیان معاصر با تجدد در قالب شبه‌مدرنیسم آمرانه‌ی پهلوی منجر به فربه‌شدنِ مسیر اول نزد روشنفکران عصر پهلوی دوم گردید و، به تبع آن، بر اندیشه و کردار عصر جمهوری اسلامی تاثیر نهاد. در این خصوص، تمرکز پژوهش حاضر بر پاسخگویی به این سوال است که چه نسبتی میان گفتمان بومی‌گرایی روشنفکران عصر پهلوی دوم و گفتمان ضدروشنگری می‌توان برقرار کرد؟ فرضیه این است که گفتمان بومی‌گرایی روشنفکران عصر پهلوی دوم به‌دلیل وجود نوعی رمانتیسیسم، ضدعقل‌گرایی و اصالت‌محوری، با صورت‌بندیِ بازگشت به گذشته، در تشابه با اضلاع کلان گفتمان ضدروشنگری می‌باشد. در این راستا، پژوهش حاضر شاخصه‌های جریان &amp;amp;laquo;ضدروشنگری&amp;amp;raquo; در اندیشه آیزیا برلین را به عنوان چارچوب نظری به‌کار می‌گیرد تا این تطابق را با تمرکز بر اندیشه‌های احمد فردید، جلال آل‌احمد، و علی شریعتی برجسته سازد. پژوهش حاضر به روش مقایسه‌ای به بررسی توصیفی-تحلیلی داده‌های برآمده از منابع کتابخانه‌ای می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درس هایی برای ایران در سیاست‌گذاری محصولات تراریخته؛ مطالعۀ مقایسه ای ایالات متحده آمریکا و فرانسه</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_565.html</link>
      <description>افزایش تولید و امنیت غذایی در کنار تهدید سلامتی و محیط زیست به تعارض ذی نفعان و ورود دولت ها به سیاستگذاری محصولات تراریخته انجامیده است و مطالعۀ اقتضائات حکمرانی در آن، مبنایی اطلاعاتی در اختیار سیاستگذار ایرانی قرار می دهد. این پژوهش به هدف مقایسۀ سیاست‌ها، نهادها و ذی‌نفعان محصولات تراریخته در ایالات متحده آمریکا و فرانسه به عنوان دو نمونۀ پیشرو در زمینۀ بایوتکنولوژی و متفاوت از منظر اقتضائات حکمرانی انجام شده است. داده های پژوهش از نوع اسنادی و روش آن &amp;amp;laquo;مطالعۀ تطبیقی&amp;amp;raquo; بوده است. نتایج نشان دهندۀ سطوح بالایی از کارآمدی و اثربخشی سیاست های هر دو کشور در تراریخته ها است. در آمریکا با رویکردی توسعه ای و ترویجی سیاستگذاری واحدی ذیل دولت فدرال با تقسیم نقش ها میان سازمان غذا و دارو (FDA)، سازمان خدمات سلامت گیاهان و حیوانات (APHIS) و آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA) و در فرانسه با رویکردی احتیاطی و محیط زیست گرایانه سیاست ها ذیل سازمان ایمنی مواد غذایی اروپا (EFSA) در کنار آژانس سلامت و ایمنی غذا، محیط زیستی و شغلی فرانسه (ANSES) و کمیته تحقیقات و اطلاعات مستقل در مورد مهندسی ژنتیک (CRIIGEN) تدوین و اجرا می شوند و تفاوت ها بازنمایانندۀ تفاوت ذی نفعان تاثیرگذار بر سیاست ها هستند. توصیه های سیاستی برای ایران عبارتند از: تقویت نظام نظارت و ایمنی و مدیریت ریسک‌ها؛ تشویق پژوهش و توسعه فناوری‌های نوین؛ افزایش آگاهی عمومی؛ حمایت از تولید داخلی؛ تنظیم استانداردها و قوانین برچسب‌گذاری و افزایش اعتماد عمومی؛ تشویق به همکاری بین‌المللی و تسهیل تجارت تراریخته‌ها.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش دوگانه احزاب سیاسی در ساختار قدرت هیبریدی مطالعه موردی: حزب جمهوری اسلامی از تاسیس تا انحلال</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_567.html</link>
      <description>چکیدهدر ساختار قدرت هیبریدی، احزاب سیاسی نقشی پیچیده و دوگانه ای ایفا می‌کنند که به ویژگی‌های ساختاری و چندلایه این نوع نظام‌ها بازمی‌گردد. از یک سو، احزاب به‌عنوان نهادهای مشارکتی در فرآیندهای انتخاباتی و توزیع قدرت حضور می یابند و از سوی دیگر، تحت تأثیر نهادهای غیرمنتخب و قدرت‌ حاکم در خدمت بازتولید این نظام ها و تقویت ماهیت دوگانه آنها قرار می گیرند. این کارکردهای دوگانه نقش تعیین‌کننده در تضعیف، بی اعتباری و ناپایداری آن‌ها دارد. حزب جمهوری اسلامی، که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تأسیس شد، نمونه‌ای از یک حزب مسلط با نقش دوگانه در نظام جمهوری اسلامی است. این حزب پس از تأسیس جمهوری اسلامی هم‌زمان به تثبیت جایگاه نظام سیاسی و تقویت موقعیت خود به‌عنوان حزب مسلط پرداخت و با کنترل نهادهای کلیدی، کمک به حذف گروه های مخالف و ائتلاف با گروه‌های سیاسی هم‌سو، نقش محوری در تثبیت ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایفا کرد. با این وجود، محدودیت‌های ساختاری، تنگ‌تر شدن فضای سیاسی و نگرانی از بروز اختلاف میان هواداران نظام و جناح های حزب، به توقف فعالیت و سرانجام انحلال آن منجر شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بحران قضاوت سیاسی و ناکامی در شکل‌گیری فهم مشترک در جامعه ایران: بازخوانی از منظر هانا آرنت</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_561.html</link>
      <description>این مقاله با اتکا به چارچوب نظری قضاوت سیاسی هانا آرنت و تحلیل داده‌های چندموجی پیمایش جهانی ارزش‌ها (۱۹۹۹&amp;amp;ndash;۲۰۲۲)، بحران سیاست در ایران را نه صرفاً به‌مثابه ناکامی نهادی یا تعارض ایدئولوژیک، بلکه به‌عنوان زوال ساختاری ظرفیت داوری میان‌سوژه‌ای بررسی می‌کند. از منظر آرنت، قضاوت سیاسی توانایی داوری تأملی در افق تکثر و جهان مشترک است که مستلزم &amp;amp;laquo;گسترش ذهن&amp;amp;raquo; و حفظ &amp;amp;laquo;درک مشترک&amp;amp;raquo; بوده و با اخلاق‌گرایی مطلق یا عقلانیت ابزاری تقلیل‌پذیر نیست. یافته‌های تجربی نشان می‌دهند که طی دو دهه اخیر، تحمل مخالف و اعتماد اجتماعی در ایران به‌طور معناداری کاهش یافته و مشروعیت کنش‌های اعتراضی به‌نحو فزاینده‌ای به هویت و هم‌سویی اخلاقی کنش‌گران مشروط شده است. تحلیل مسیر حاکی از آن است که این الگوها عمدتاً از طریق سازوکار &amp;amp;laquo;اخلاقی‌سازی تفاوت&amp;amp;raquo; میانجی‌گری می‌شوند؛ فرایندی که در آن اختلافات سیاسی به انحرافات اخلاقی غیرقابل‌گفت‌وگو تبدیل می‌گردند. مقایسه تطبیقی با ترکیه و مصر نشان می‌دهد که هم‌زمانی و شدت این روندها در ایران برجسته‌تر است. مقاله استدلال می‌کند که بدون احیای ظرفیت قضاوت مشترک و مهار اخلاقی‌سازی سیاست، اصلاحات نهادی ناپایدار مانده و سیاست در چرخه طرد و بی‌اعتمادی بازتولید خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ در خدمت ایدئولوژی: تئوری &amp;laquo;بازگشت به اصل&amp;raquo; و &amp;laquo;تقدیرگرایی تاریخی&amp;raquo; در گفتمان ضدمدرنیته</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_568.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارکرد ایدئولوژیک تاریخ‌نگاری در گفتمان ضدمدرنیته، نحوه عملکرد تئوری &amp;amp;laquo;بازگشت به اصل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تقدیرگرایی تاریخی&amp;amp;raquo; در اندیشه سیدقطب و فردید را در چارچوب نظری کارل لووِیت بررسی کرد. مسئله اصلی پژوهش این بود که چگونه این دو متفکر تاریخ را نه صرفاً به مثابه یک فلسفه تاریخی، بلکه به عنوان روشی برای فهم واقعیت و جهت‌دهی به عمل سیاسی-ایدئولوژیک بازتعریف کردند. رویکرد پژوهش کیفی و در افق روش‌شناسی تفسیری-انتقادی بود که بر اساس نظریه &amp;amp;laquo;سکولاریزاسیون آخرالزمانی&amp;amp;raquo; لووِیت، مکانیسم‌های تولید &amp;amp;laquo;سوژه آخرالزمانی-بازگشتی&amp;amp;raquo; و تبدیل تاریخ به مسیری بین تسلیم در برابر حاکمیت مدرن یا شورش علیه آن را کاوش کرد. یافته‌های پژوهش آشکار ساخت که فردید با مفهوم‌پردازی &amp;amp;laquo;غرب‌زدگی&amp;amp;raquo; به مثابه &amp;amp;laquo;حوالت تاریخی&amp;amp;raquo; و قطب با بازتعریف رادیکال &amp;amp;laquo;جاهلیت&amp;amp;raquo; به عنوان وضعیت فراتاریخی، همان ساختار آخرالزمانی مدرن را در جهت معکوس بازتولید کردند و &amp;amp;laquo;تقدیرگرایی تاریخی معکوس&amp;amp;raquo; ایجاد نمودند. این فرایند منجر به تولید &amp;amp;laquo;سوژه انقلابی-محافظه‌کار&amp;amp;raquo; شد که تاریخ را بستر مبارزه وجودی میان اصالت و انحراف تلقی کرده و از طریق &amp;amp;laquo;انقلاب محافظه‌کارانه&amp;amp;raquo; به بازگشت به گذشته طلایی و تغییر بنیادین آینده پرداخت. مهم‌ترین دستاورد نظری پژوهش، کشف این بود که گفتمان ضدمدرنیته نه نفی تاریخ، بلکه تصرف آن توسط &amp;amp;laquo;الهیات رقیب&amp;amp;raquo; بود که تاریخ را از ابزار شناخت به ابزار تولید مشروعیت سیاسی و بسیج ایدئولوژیک تبدیل کرد و از طریق دوگانه‌سازی‌های مطلق، فضای تفکر پلورالیستی را محدود نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در مشارکت انتخاباتی مجلس شورای اسلامی (مطالعه موردی شهر اصفهان 1402)</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_566.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در مشارکت انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در شهر اصفهان است که مبتنی بر نظریه مشارکت سیاسی وربا و دال می باشد. وربا مشارکت سیاسی را رفتاری داوطلبانه برای اثرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های عمومی، از رأی‌دادن تا کنش اعتراضی، تعریف و دال بر تکثر قدرت و نقش گروه‌ها و نهادهای مدنی در دسترسی به حکومت تأکید دارد.هر دو نظریه سازمان‌های غیردولتی را ابزار آموزش، بسیج و نمایندگی منافع شهروندان در مشارکت سیاسی می‌دانند. روش تحقیق کمی و به شیوه پیمایشی است. جامعه آماری شهروندان عضو سمن‌های شهر اصفهان هستند که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به‌صورت سهمیه‌ای انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه محقق‌ساخته با روایی صوری (ضریب لاوشه=71/0) و پایایی (آلفای کرونباخ بیشتر از 7/0) جمع آوری شد. یافته‌ها نشان داد نوع فعالیت سمن ها با میزان(113/0)، اتکا به سمن (164/0) ، اقدامات قانونی سمن ها (41/0) مشارکت مستقیم راتبیین کرده اند. تمامی شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب بوده و حکایت از مطلوبیت مدل تجربی و برازش آن دارند. بنابراین مشارکت انتخاباتی، به‌ویژه تعاملی، حاصل تعامل سه منبع نهادی، اجتماعی و شناختی است که در پیوند با یکدیگر می‌توانند سازوکار پایداری برای مشارکت سیاسی ایجاد کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ استراتژیک نخبه و انتخاب راهبردی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)؛ مورد مطالعه &amp;laquo;محمد جواد ظریف&amp;raquo; (1394- 1392)</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_571.html</link>
      <description>از منظر رویکرد &amp;amp;laquo;فرهنگ راهبردی&amp;amp;raquo; انتخاب های کارگزاران سیاست خارجی متأثر از عناصر فرهنگ ملی و بین المللی است. پژوهش حاضر با پذیرش این فرض نشان داد، چگونه محمد جواد ظریف با تمسک به عناصر فرهنگ راهبردی ملی و بین المللی از انتخاب راهبردی مذاکرات و توافقات منتج به برجام (1394) در برابر مخالفان داخلی و گروه 5+1 دفاع کرده است. روش پژوهش کیفی و جامعه پژوهش شامل 207 متن گزینش شده با مضامین مذاکرات و توافقات منتج به توافق برجام در بازۀ زمانی 1394-1392 بوده است. یافته ها نشان داد، فرهنگ راهبردی ظریف در بستر مذاکرات هسته ای سازه ای با اجزای 36 گانۀ ملی و بین المللی است که از آن به عنوان یک پل گفتمانی مشترک در فضای داخلی و بین المللی با هدف پیشبرد مذاکرات و گفتگوها بهره گرفته؛ زبانی که امروزه در میانۀ تنش های داخلی و بین المللی نیاز مبرم دستگاه دیپلماسی ایرانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وجوه اشتراک و افتراق اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی ایران و اخوان المسلمین مصر: تحلیلی تطبیقی از اهداف، ابزارها و راهبردهای سیاسی</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_564.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و اخوان‌المسلمین مصر با تمرکز بر اهداف، ابزارها و راهبردهای تحقق قدرت سیاسی پرداخته است. یافته‌ها نشان داده است که این دو اندیشه، با وجود اشتراک در اهداف کلان، اما در سطح اهداف عملی، ابزارها و راهبردها، تفاوت‌های معناداری دارند. انقلاب اسلامی ایران اهداف خود را در قالب دگرگونی بنیادین نظم سیاسی موجود و تأسیس حکومتی دینی صورت‌بندی کرد و با اتکا به رهبری دینی، بسیج فراگیر مردمی، شبکه‌های اجتماعی- مذهبی و گفتمان انقلابی، توانست قدرت سیاسی را تصرف و به نهادسازی پایدار تبدیل کند. در مقابل، اخوان‌المسلمین، دست‌کم در ابتدای تاسیس و شکل‌گیری آن، اهداف اسلامی خود را نه در قالب گسست انقلابی از نظم موجود، بلکه در چارچوب بازتعریف تدریجی نسبت دین و دولت، اصلاح نهادی و سازگاری مشروط با قواعد دولت مدرن دنبال کرده است. این جریان با بهره‌گیری از فعالیت حزبی، رقابت انتخاباتی و شبکه‌های تربیتی- اجتماعی، کوشید از مسیر انباشت سرمایه اجتماعی و نفوذ تدریجی در ساختار رسمی، به قدرت نزدیک شود؛ اما وابستگی به فرصت‌های سیاسی، فشار ساختارهای اقتدارگرا و فقدان امکان تثبیت نهادی، راهبرد آن را در سطح کنشگری اصلاحی و مشارکت‌جویانه محدود ساخت. هر چند در اندیشه سید قطب که در زندان بیشتر رادیکالیزه شد، لااقل در حوزه نظری به تغییرات اساسی نظام های سیاسی نه فقط در مصر که در کل جهان چشم داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی مؤلفه هویتی &amp;laquo;ملیت&amp;raquo; در گفتمان‌های اسلام سیاسی سنتی و نوگرا: بررسی تطبیقی اندیشه‌های مصباح یزدی و عبدالکریم سروش</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_569.html</link>
      <description>مفهوم هویت در ایران معاصر، تحت تأثیر تلاقی سنت و مدرنیته، دستخوش تحولات عمیقی شده و این تحولات در گفتمان‌های سیاسی به اشکال گوناگون بازنمایی می‌شوند. این مطالعه با هدف تحلیل بازنمایی هویت در گفتمان‌های اسلام سیاسی سنتی و نوگرای ایران معاصر انجام شده و تفاوت‌ها و شباهتها میان این دو چارچوب هویتی را برجسته می‌کند. پرسش این است که بازنمایی هویت چگونه در گفتمان‌های اسلام سیاسی سنتی و نوگرای ایران معاصر صورت‌بندی شده است؟ فرضیه این است که گفتمان سنتی بر پایه اسلام اصیل سنتی، شریعت‌گرایی و تقابل با غرب تعریف می‌شود، ولی که گفتمان نوگرا با تأکید بر عقلانیت دینی و تعامل انتقادی با مدرنیته، بازتعریفی مدنی و متکثر از هویت اسلامی ارائه می‌دهد. پژوهش حاضر قصد دارد بازنمایی مؤلفه ملیت را در اندیشه مصباح یزدی و عبدالکریم سروش به نمایندگی از دو طیف سنتی و نوگرا در اسلام سیاسی مورد بررسی و تطبیق قرار دهد. یافته‌ها که با روش توصیفی-تطبیقی به دست آمده نشان می‌دهد که مؤلفه ملیت در اندیشه مصباح یزدی ذیل گفتمان سنت‌گرایی بازنمایی شده است، دین در این گفتمان محوری‌ترین عنصر هویتی است و مؤلفه ملیت به‌عنوان عناصی کم‌رنگ‌تر در این گفتمان بازنمایی شده و در خدمت تقویت هویت اسلامی است. در مقابل، در اندیشه سروش و ذیل گفتمان اسلام سیاسی نوگرا، ضمن حفظ جایگاه دین به عنوان یک عنصر مهم هویتی، بر اهمیت ملیت ایرانی تأکید بیشتری می&amp;amp;lrm;شود. با این حال، سروش تلاش دارد تعادلی بین هویت دینی و هویت ملی ایجاد کند و بر خلاف مصباح، از تقابل این دو جلوگیری نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همسنجی شاخص های کلان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با میزان مشارکت استان های قومی نشین در انتخابات ریاست جمهوری ایران؛ مورد مطالعه: استان های سیستان و بلوچستان و گلستان</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_563.html</link>
      <description>هدف پژوهش شناخت شاخص کلان مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی مردم استان‌های قومی نشین در انتخابات ریاست جمهوری ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی است. شناخت این عوامل درک واقع بینانه تری از نوسانات احتمالی میزان مشارکت در این استان ها را سبب می شود. با توجه به ماهیت موضوع، پژوهش با رویکرد توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی به تحلیل میزان مشارکت و تبیین تاثیر عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر آن در دو استان سیستان و بلوچستان و گلستان پرداخته است. داده های پژوهش نیز به شیوه اسنادی گردآوری و به شیوه توصیفی -تحلیلی تجزیه و تحلیل و مقایسه شده است. یافته های پژوهش در خصوص شاخص سیاسی نشان داد تحولات سیاسی می تواند بر نوسانات میزان مشارکت موثر باشد اما نرخ رشد سواد عمومی به تنهایی تبیین کننده میزان افزایش یا کاهش مشارکت در این دو استان نیست. درخصوص شاخص های اجتماعی رابطه جنسیت با میزان مشارکت در انتخابات دو استان معنادار نیست اما رابطه میزان رشد شهرنشینی با میزان مشارکت در دو استان یادشده معنادار است.در خصوص متغیرهای اقتصادی، اگرچه در دوره‌هایی شاهد ارتباط مستقیم نرخ بیکاری با نرخ مشارکت هستیم، اما این الگو لزوما و همواره تکرار پذیر نیست؛ حسب یافته ها، متغیر بیکاری و نرخ آن تاثیر غیر مستقیم در میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری داشته است. در عین حال یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای اقتصادی و هویتی بیش از سایر عوامل در میزان مشارکت مردم دو استان قومی نشین در انتخابات ریاست جمهوری نقش داشته اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سناریوهای حکمرانی رسانه‌ای ,و مشروعیت سیاسی در ایران</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_562.html</link>
      <description>دگرگونی در زیست‌بوم رسانه‌ای و شتاب تحولات فناورانه، رابطه حکمرانی رسانه و مشروعیت سیاسی را برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌پژوهی و روش سناریونویسی، تأثیرات چهار سناریوی کلان 1-حکمرانی رسانه‌ای مشارکتی، 2-غلبۀ بحران روایت، 3-امنیتی‌سازی رسانه و 4-جهش فناورانه و حکمرانی داده‌محور را بر مشروعیت سیاسی ایران مورد بررسی قرار می‌دهد. فرضیه اصلی: الگوی حکمرانی رسانه‌ای (از کنترل‌محور تا مشارکت‌محور) و نحوه به‌کارگیری فناوری‌های نوین، نوع مشروعیت سیاسی (پایدار، کارآمد یا فرسایش‌یافته) را شکل می‌دهد.یافته‌های پژوهش: در سناریوی مطلوب &amp;amp;laquo;حکمرانی رسانه‌ای مشارکتی&amp;amp;raquo;، شفافیت، تولید محتوای معتبر و مشارکت جامعه در سیاست‌گذاری رسانه‌ای، موجب افزایش اعتماد عمومی و تقویت مشروعیت می‌شود. در مقابل، سناریوی &amp;amp;laquo;بحران روایت&amp;amp;raquo; بیانگر آینده‌ای است که در آن ناهماهنگی میان رسانه رسمی و غیررسمی و نفوذ رسانه‌های خارجی، به فرسایش مشروعیت و تشدید شکاف دولت&amp;amp;ndash;جامعه منجر می‌گردد. سناریوی &amp;amp;laquo;امنیتی‌سازی رسانه&amp;amp;raquo; نیز بیانگر نوعی مشروعیت حداقلی و بقاگراست که رسانه را از کارکرد اعتمادسازی به مدیریت بحران تقلیل می‌دهد. در نهایت، سناریوی &amp;amp;laquo;جهش فناورانه&amp;amp;raquo; نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی و حکمرانی داده‌محور می‌تواند روایت‌سازی هوشمند و شفافیت اطلاعاتی را تقویت کرده و مشروعیت را در مسیر کارآمدی بازسازی کند.نتیجه‌گیری: آینده مشروعیت سیاسی در ایران در یک تقاطع راهبردی میان الگوهای چهارگانه قرار دارد. سناریوهای مطلوب (مشارکتی و جهش فناورانه مسئولانه) که بر شفافیت، پاسخگویی و تعامل استوارند، اگرچه با دشواری‌های گذار مواجه‌اند، اما مسیرهای پایدار برای بازتولید اعتماد و تاب‌آوری ملی هستند. در مقابل، سناریوهای مبتنی بر کنترل یا انفعال (بحران روایت) به فرسایش سیستماتیک سرمایه اجتماعی و شکنندگی می‌انجامند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
