<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه علوم سیاسی</title>
    <link>http://www.ipsajournal.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه علوم سیاسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 27 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 27 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل موانع غیررسمی مبارزه با فساد در ایران: نقش فرهنگ فساد و شبکه‌های نفوذ</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_556.html</link>
      <description>فساد اداری و اقتصادی در ایران ماهیتی ساختاری و چندلایه یافته که ریشه آن صرفاً در ضعف قوانین و نهادهای رسمی نیست. این پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل مضمون، نقش موانع غیررسمی، به‌ویژه &amp;amp;laquo;فرهنگ فساد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شبکه‌های نفوذ&amp;amp;raquo;، را در ناکامی سیاست‌های ضدفساد بررسی می‌کند. داده‌ها از طریق ۱۸ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان و تحلیل اسناد رسمی گردآوری شد. یافته‌ها نشان می‌دهد &amp;amp;laquo;فرهنگ فساد&amp;amp;raquo; با عادی‌سازی تخلف، تضعیف هنجارهای قانونی و غلبه روابط شخصی بر ضوابط، زمینه بازتولید فساد را فراهم می‌کند؛ در حالی‌که &amp;amp;laquo;شبکه‌های نفوذ&amp;amp;raquo; با استفاده از پیوندهای سیاسی و اقتصادی، نظارت رسمی را دور زده و مصونیت نهادی برای اعضای خود ایجاد می‌کنند. تعامل این دو عامل چرخه‌ای خودتقویت‌کننده از فساد می‌سازد که در آن فرهنگ عمومی، مشروعیت رفتارهای فاسد را تقویت و شبکه‌های قدرت آن را تثبیت می‌کنند. این پژوهش با اتکا به چارچوب نهادگرایی جدید و با تمرکز بر تمایز نهادهای رسمی و غیررسمی، در پی پاسخ به این پرسش است که تعامل فرهنگ فساد و شبکه‌های نفوذ چگونه به بازتولید فساد نهادی در ایران منجر می‌شود؟ نتایج نشان می‌دهد مقابله مؤثر با فساد مستلزم عبور از رویکردهای صرفاً قانونی و توجه هم‌زمان به اصلاحات نهادی، فرهنگی و ساختاری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قانون اساسی و حاکمیت قانون در ایران، در اندیشه سیدحسن تقی زاده براساس اسطوره انسجام کوئنتین اسکینر</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_554.html</link>
      <description>آشنایی ایرانیان با مفاهیم مدرن از آغازین دوران دید و بازدید ایرانیان از جهان غرب حاصل شد. در این میان مفاهیم سه گانه &amp;amp;laquo;دولت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قانون&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;قانون اساسی&amp;amp;raquo;، در نظام اندیشه ای روشنفکران عصر قاجار از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است. عینیت یابی صورت ذهنی از سازه های &amp;amp;laquo;به سامان&amp;amp;raquo; نظم سیاسی-حقوقی بعدتر در جنبش مشروطه خواهی ایرانیان مجال خودنمایی یافته است. تقی زاده در زمره روشنفکرانی است که طلایه دار این عرصه نوظهور تجددخواهی ایرانیان است. در پژوهش حاضر به این پرسش پاسخ خواهیم داد که حاکمیت قانون و قانون اساسی در اندیشه سیدحسن تقی زاده از چه وجوهی برخوردار است؟ در این ارتباط از منابع دسته اولی همچون مجموعه کتب &amp;amp;laquo;مقالات تقی زاده&amp;amp;raquo; (به ویژه جلدهای هشتم تا دهم از این مجموعه که مشتمل بر سخنان تقی زاده در ادوار اول تا پانزدهم مجلس شورای ملی در نقش نماینده مجلس، وزیر طرق و شوارع، وزیر مالیه و همچنین رئیس مجلس سنا را شامل می شود) بهره برده ایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تلقی تقی زاده از مفاهیمی همچون قانون و قانون اساسی از صورتی یکدست، در تمام دوران حیات سیاسی او برخوردار نبوده است. در پژوهش حاضر از چارچوب نظریه انسجام کوئنتین اسکینر، با بهره مندی از آرای مفسران تقی زاده و به لحاظ روش شناسی از روش کیفی و نوع توصیفی- تحلیلی با بهره‌گیری از ابزارهای کتابخانه‌ای و اینترنتی بهره برده ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌گذاری توسعه صنعتی و هزینه مبادله سیاسی در ایران(1357-1340)</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_548.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی رابطه توأمان و پیچیده بازارهای سیاسی با تداوم رشد اقتصادی در بلندمدت می‌پردازد. درگذشته بسیاری از محققان معتقد بودند توسعه اقتصادی هیچ‌گونه تناسبی با ترتیبات سیاسی ندارد؛ اما امروزه دست بالای سیاست، در تعیین قواعد بازی باعث توجه بسیاری از پژوهشگران توسعه به مناسبات سیاسی و پیامدهای آن بر رشد اقتصادی در بلندت مدت شده است. در همین راستا این پژوهش با اولویت بخشیدن به رجحان سیاست در توسعه اقتصادی، این سؤال را مطرح می‌کند که باوجود گام‌های اولیه ایران به سمت توسعه در دهه ۱۳۴۰ چرا برنامه‌های توسعه اقتصادی در دوره پهلوی نهایتاً با شکست مواجه شد؟ فرضیه‌ای که دراین‌خصوص بیان می‌شود با استفاده از ادبیات نهادگرایی جدید ازاین‌قرار است که هزینه مبادله بالای سیاست در سال‌های پایانی پهلوی دوم باعث شد تا برنامه توسعه اقتصادی در بلندمدت با شکست مواجه شود. استدلال خواهیم کرد که در دهه ۵۰ بازارهای سیاسی در تضاد با دهه ۴۰ چگونه مانع همکاری کارگزاران دولت با بخش خصوصی شدند. آنها با اجرای ناقص توافقات، اطلاعات نامتقارن و دگردیسی در مدل‌های ذهنی سبب شدند تا رشد اقتصادی تداوم نیابد. روش این مقاله ردیابی فرآیند و شیوه گردآوری داده‌ها به‌صورت اسنادی و بر اساس منابع کتابخانه‌ای خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مالیات تورمی به‌مثابه ابزار حکمرانی: اثرات سیاسی-اجتماعی سیاست‌گذاری بودجه‌ای در جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_555.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی رابطه میان کسری بودجه و تورم در اقتصاد ایران و تحلیل نقش تورم به‌عنوان ابزاری پنهان برای تأمین مالی دولت انجام شده است. اهمیت موضوع از آنجا ناشی می‌شود که کسری بودجه در ایران نه یک پدیده مقطعی، بلکه یک ویژگی ساختاری است که در دوره‌های رونق و رکود تداوم یافته و پیامدهای گسترده‌ای بر متغیرهای کلان اقتصادی و عدالت اجتماعی برجای گذاشته است. از نظر اهداف، تحقیق در سه سطح دنبال می‌شود: نخست، تبیین نظری رابطه کسری بودجه و تورم؛ دوم، تحلیل تجربی روندهای تاریخی بودجه و تورم در ایران با تمرکز بر دوره‌های کاهش درآمد نفتی و تحریم‌ها؛ و سوم، ارزیابی پیامدهای اجتماعی و توزیعی این سازوکار. روش‌شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی ـ تحلیلی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در ایران، کسری بودجه غالباً از طریق استقراض از بانک مرکزی و افزایش پایه پولی تأمین شده و این امر به رشد نقدینگی و تورم‌های مزمن منجر گردیده است. شواهد تاریخی از دهه ۱۳۶۰ تا دهه ۱۳۹۰ نشان می‌دهد که در شرایط کاهش درآمدهای نفتی یا تشدید تحریم‌ها، دولت‌ها به‌طور مکرر از این سازوکار استفاده کرده‌اند. پیامدهای این روند شامل بی‌ثباتی اقتصادی، کاهش سرمایه‌گذاری، تضعیف اعتماد عمومی و تعمیق نابرابری‌های اجتماعی بوده است. نتیجه آن که تورم در ایران نه صرفاً یک پدیده پولی، بلکه ابزاری برای تأمین مالی کسری بودجه بوده است. توصیه‌های سیاستگذاری شامل کاهش وابستگی به نفت، گسترش پایه مالیاتی، افزایش شفافیت مالی، استقلال بیشتر بانک مرکزی و تقویت نهادهای نظارتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واسازی دال‌های گفتمانی اصلاح‌طلبان در ادبیات رسانه‌ای اصوالگرایان جمهوری اسلامی ایران (از سال1388 تا 1402)</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_551.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب نظری لاکلائو و موفه، به تحلیل واسازی دال‌های گفتمانی اصلاح‌طلبان (مانند توسعه سیاسی، دموکراسی، جامعه مدنی) در رسانه‌های اصولگرای ایران از سال ۱۳۸۸ تاکنون می‌پردازد. هدف اصلی، کشف سازوکارهای گفتمانی اصولگرایان برای مشروعیت‌زدایی از رقیب و تثبیت هژمونی خود است. با روش تحلیل گفتمان پسا-ساختارگرا، ۲۶ مقاله رسانه‌های اصولگرا (نظیر کیهان، تسنیم، فارس) به‌روش نمونه‌گیری هدفمند با حداکثر تنوع و شدت انتخاب شد. داده‌ها با تمرکز بر مفاهیمی مانند دال مرکزی، دال شناور، ضدیت و اسطوره‌سازی سیاسی، تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل گردید. اصولگرایان با شش سازوکار کلیدی به واسازی گفتمان اصلاح‌طلبی پرداخته‌اند؛ نفاق‌پیشگی: استفاده ابزاری از مفاهیمی مانند حقوق زنان بدون پیوند ساختاری؛ براندازی نرم: تصویرسازی اصلاح‌طلبان به‌عنوان عاملان انقلاب مخملی پس از ۱۳۸۸؛ خیانت به نظام سیاسی: اتهام همکاری با نهادهای خارجی؛ سکولاریسم پنهان: تقلیل گفتمان اصلاح‌طلبی به اسلام آمریکایی؛ اشرافی‌گری:اتکا به بورژوازی و غفلت از محرومان؛ آنمی گفتمانی: بی‌ثباتی پارادایمی و فقدان مانیفست منسجم. تمایز این پژوهش در تمرکز بر بازنمایی رسانه‌ای گفتمان رقیب است، برخلاف مطالعات پیشین که صرفاً به تقابل مستقیم گفتمان‌ها پرداخته‌اند. این رویکرد، نقش محوری رسانه‌ها را در نزاع هژمونیک پس از بحران ۱۳۸۸ آشکار می‌سازد. اصولگرایان با تثبیت دال مرکزی &amp;amp;laquo;ولایت فقیه&amp;amp;raquo; و پیوند زدن دال‌های شناور اصلاح‌طلبان به مفاهیمی مانند غرب‌زدگی، نه تنها به مشروعیت‌زدایی از رقیب پرداخته‌اند، بلکه هژمونی گفتمان خود را تقویت کرده‌اند. این فرآیند، مرزهای ضدیتی را در فضای سیاسی ایران عمیق‌تر ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جنبش دانشجویی ایران (1320-1357) بر اساس مولفه های &amp;laquo;عمل&amp;raquo; هانا آرنت</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_553.html</link>
      <description>جنبش دانشجویی ایران همواره به عنوان بخش مهمی از تاریخ کشور، در دو دوره‌ی پهلوی و جمهوری اسلامی، درگیر سیاست بوده و پدیده‌ای معطوف به کنشگری است که قصد برساختن و اصلاحات دارد. در نوشتار حاضر جنبش های دانشجویی با توجه به نظریه هانا آرنت و از منظر مولفه های عمل مورد تحلیل قرار گرفتند. شرط عمل، رعایت ریزمولفه‌هایی است که آرنت برای یک باهماد سیاسی آزاد و انسانی چینش کرده و میبایست در خصوص انقلاب‌ها و جنبش‌ها رعایت شود تا به شکلی واقعی، سیاست محقق گردد. سخن گفتن، دیدن/ دیده‌شدن، آزادی، با هم بودگی (تکثر/ در جهان بودن)، تحقق خود واقعی، حضور در حیطه عمومی، پرهیز از تعصب دینی از دقایق آرنتی محسوب می‌شوند. پرسش اصلی این است جنبش دانشجویی ایران تا پیش از انقلاب 57 بر چند قسم است و به چه میزان از مولفه‌های عمل آرنتی برخوردار بوده‌اند؟ در پاسخ به این پرسش سه قسم جنبش دانشجویی یعنی چپ‌گرایی (مارکسیست)، ملی گرایی و مذهبی (اسلامی) مشخص شد. با توجه به اندیشه‌ی سیاسی آرنت طیف‌های مختلف جنبش با رویکردی تطبیقی مورد تحلیل قرار گرفت. بررسی های بیشتر نشان داد هر کدام از اقسام جنبش دانشجویی در عین گستردگی نیروهای اجتماعی و بسیج عمومی در دوره‌های مختلف القا کننده مفهوم عمل آرنت نبوده و بیشتر خواسته‌های گروهی و ایدئولوژیک را مطرح کرد تا کنش به معنای آرنتی کلمه که ظرفیت پیوند با آزادی و سیاست را داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه شناختی موج چهارم دموکراتیزاسیون در ایران؛ دوره اصلاح طلبان و اصولگرایان(1392ـ1376) &amp;rlm;</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_549.html</link>
      <description>در تاریخ معاصر ایران؛پیش از این از سه موجِ استقرار دموکراسی یاد شده،که هر سه مجددا &amp;amp;rlm;به &amp;amp;rlm;اقتدارگرایی بازگشت داشته &amp;amp;rlm;است.مدعای پژوهش این است،در &amp;amp;rlm;موج چهارم نیز؛گذارِ دموکراتیک در دوره اصولگرایان &amp;amp;rlm;پرابلماتیک شده و به &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;اقتدارگرایی بازگشت داشته است.در چارچوبِ رویکردِ عقلانیتِ انتقادی حاکم بر پژوهش،پس از تبیین این مشکل در &amp;amp;rlm;فرآیندِگذاردمکراتیک&amp;amp;rlm;&amp;amp;laquo;پرسش&amp;amp;raquo; پژوهش این است&amp;amp;laquo;چرا موج چهارم دموکراتیزاسیون در ایران،در مرحله گذار &amp;amp;rlm;دموکراتیک؛متوقف و به &amp;amp;rlm;اقتدارگرایی بازگشته است؟&amp;amp;raquo;&amp;amp;rlm;در مقامِ پاسخ به پرسش،با &amp;amp;rlm;رجحان&amp;amp;laquo;تئوری های &amp;amp;rlm;کنشگرای گذار&amp;amp;raquo;ابتدا &amp;amp;rlm;دستگاه نظری صورت بندی و فرضیه ها از دستگاه نظری &amp;amp;rlm;استنتاج شد.سپس در بستر تاریخی؛چگونگی رخداد،تبین و &amp;amp;rlm;دستگاه نظری و فرضیه ها بر اساس یافته های تجربی، داوریِ شده است.&amp;amp;rlm;نوع پژوهش؛تاریخی تطبیقی و مورد محور است.مورد های مطالعه شده،تفسیر تاریخی و تبیین علّی شده &amp;amp;rlm;است.در تفسیر از &amp;amp;rlm;تکنیک تحلیل &amp;amp;rlm;روایتی و در تبیین علّی از تکنیک تحلیل همایندی استفاده شده &amp;amp;rlm;است.روش همایندی مستلزم مطالعه روش &amp;amp;rlm;مند حداقل دو مورد است موردهای ما دوره اصلاح طلبان و دوره اصولگرایان است.اگرچه از برخی از جنبه ها پژوهش &amp;amp;rlm;هایی صورت گرفته است.شیوه پژوهش(گردآوری داده ها) اسنادی و کتابخانه ای است.&amp;amp;rlm;تحلیلِ علّی یافته ها حاکی است که دو مؤلفه؛وضعیت نخبگان و وجود بحران؛با رخدادِ بازگشت به اقتدارگرایی در دوره &amp;amp;rlm;اصولگرایان،هم آیند است و فرآیند دموکراتیزاسیون؛پس از &amp;amp;rlm;استیلای نخبگان یکپارچه ایدئولوژیک،متوقف شده و در &amp;amp;rlm;نبودِ نظام حزبی نهادمند و عدمِ مشروعیت بالای &amp;amp;rlm;دموکراسی،به &amp;amp;rlm;اقتدارگرایی بازگشته است.این یافته ها؛تبیّینِ استنتاج شده از &amp;amp;rlm;دستگاه نظری پژوهش و فرضیه ها را تائید می کند،اما نشان می دهد،کارکرد بحران در فرایند گذار،خلاف انتظار طرح &amp;amp;rlm;شده در دستگاه نظری است.&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جهت‌گیری تلویزیون ایران اینترنشنال در خصوص ناآرامی‌های پاییز 1401 ایران: مطالعه موردی میزگردها</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_547.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان تلویزیون فارسی‌زبان ایران اینترنشنال در بازنمایی ناآرامی‌ها و اعتراضات پاییز در ایران می‌پردازد. هدف اصلی این است که مشخص شود این شبکه از چه نوع گفتمانی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و کنترل اذهان مخاطبان خود استفاده کرده است. همچنین، مقاله به بررسی شگردها و استراتژی‌های زبانی و معنایی به‌کارگرفته‌شده توسط ایران اینترنشنال بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی می‌پردازد. روش تحقیق، تحلیل گفتمان انتقادی تئون ون دایک است و شش برنامه گفت‌وگومحور و میزگرد زنده این شبکه در پوشش حوادث شهریور 1401تحلیل شده‌اند. نمونه‌گیری به روش غیرتصادفی هدفمند انجام شده و چارچوب نظری از نظریه بازنمایی برگرفته شده است. نتایج نشان می‌دهد که این شبکه بر ناکارآمد جلوه دادن و بحرانی توصیف کردن فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران تمرکز کرده و گفتمان "براندازی نظام و سقوط جمهوری اسلامی ایران" را به عنوان راهکار اصلی معرفی می‌کند. تقابل میان مردم و حاکمیت، سرکوب توسط نیروهای امنیتی و بی‌توجهی به آزادی‌های سیاسی و مدنی، گزاره‌های محوری گفتمان این شبکه بوده‌اند. ایران اینترنشنال با برجسته‌سازی غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا به عنوان ناجی، به دنبال بحرانی‌سازی وضعیت موجود و معرفی ایران به عنوان تهدیدی بین‌المللی و منطقه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خشونت های بی صدا</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_550.html</link>
      <description>بسیاری از مشکلات و مسئله هایِ امروزِ ایران در قالب خشونت های بی صدا قابل فهم و تحلیل هستند. نگارنده خشونت را به دونوعِ کلی &amp;amp;laquo;خشونتِ آشکار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خشونتِ بی صدا&amp;amp;raquo; تقسیم کرده است. مسئله مقاله شناخت خشونت های بی صدا و پرسش اصلی این است که تعریف و انواع خشونت های بی صدا چیست و عاملان آن ها چه مسئولیت های دنیوی و اخروی دارند؟ بخش اول و دوم مقاله با تعیین چارچوب کلیِ بحث به تعریف، شاخص ها و انواع خشونت از جهت عاملیت می پردازد یا به عبارت دیگر عاملان و خالقان خشونت را بحث می کند. بخش دوم انواع کلی خشونت را در دو دستۀ خشونت های آشکار و خشونت های بی صدا به بحث می گذارد و هر کدام را تعریف می کند. خشونت های بی صدا انواع آسیب های روحی و جسمی هستند که اراده و هدف عاملان آن ها در درجۀ اول آسیب زدن به دیگران نیست ولی پیامدِ &amp;amp;laquo;کنش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سیاستگذاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قانونگذاری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تصمیم گیری&amp;amp;raquo; های مثبت یا منفیِ آن ها، همچنین بی لیاقتی و بی توجهی مدیران و تصمیم گیران موجب بروز چنین خشونت هایی می شود. خشونت های بی صدا به دو دسته خشونت های بی صدای فیزیکی و غیر فیزیکی تقسیم شده اند. در این قسمت هشت نوع خشونت بی صدای فیزیکی و دوازده نوع خشونت بی صدای غیر فیزیکی دسته بندی و تعریف شده اند. آخرین قسمت مقاله به مسئولیت خشونت های بی صدا می پردازد و آن را طی سه بحث تبیین می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و تغییرات بنیادین در حوزة امر سیاسی: تحلیل چشم‌اندازهای جدید سیاسی برای ایران</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_546.html</link>
      <description>هوش مصنوعی یکی از محورهای اصلی بحث و مناظرة فکری در سال‌های 2020 تا 2024 بوده است. این فن-آوری امکان درک شرایط پیچیده، شبیه سازی فرایندهای تفکری و شیوه های استدلالی انسانی، توانایی یادگیری و کسب دانش و استدلال برای حل مسائل و در چشم‌اندازی کلان، توانایی یک سیستم برای انجام وظایفی مانند یادگیری، برنامه‌ریزی و توانایی تعمیم دادن را فراهم کرده است. پرسش اصلی مقالة حاضر چنین است: هوش مصنوعی چگونه در حوزة امر سیاسی بر نحوة حکومت و شیوة حکمرانی، الگوی رأی‌دهی و مشارکت سیاسی تأثیر می‌گذارد؟ فرضیه اصلی این است که هوش مصنوعی در حال حاضر در بسیاری از جنبه های دولت به کار گرفته شده و منجر به شکل گیری حکمرانی مجازی و دولت الکترونیک، ظهور ناسیونالیسم فنی، تکنوکراسی هوش مصنوعی، گسترش نوآوری و تقویت رقابت پذیری ملی، سیستم رأی گیری با پشتیبانی بلاک‌چین، ظهور بازیگران قدرتمند خصوصی یا فراملی، ناامنی سیاسی سایبری و شکل گیری شبکه های عصبی مصنوعی سیاسی شده است. درک نظری تحولات هوش مصنوعی با هدف تحلیل آینده سیاست در ایران هدف اصلی این مقاله است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان های غیرفمینیستی گسترش زیست زنانه در اندیشه معاصر غرب و کاربردهای آن در جامعه ایران</title>
      <link>http://www.ipsajournal.ir/article_552.html</link>
      <description>در ادبیات علوم اجتماعی و ذیل &amp;amp;laquo;اندیشه فمینیستی&amp;amp;raquo; آثار گسترده‌ای در خصوص موانع و چالش‌های پیش‌روی &amp;amp;laquo;زیست زنانه&amp;amp;raquo; انتشار یافته است.علیرغم تمامی تلاش‌ها و نوآوری‌های فکری صورت‌ گرفته در حوزه مطالعات زنان، اما محدویت‌های سیاسی، اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی علیه آنها در بسیاری از جوامع معاصر همچنان وجود دارد. به نظر می‌رسد علت ورود بسیاری از متفکران معاصر به حوزه زنان ناشی از این وضعیت محدودکننده باشد،متفکرانی که بر این باورند در تاریخ طولانی فلسفه غرب صدای زنان غایب بوده و مفاهیم و اندیشه‌ها همواره در کنترل مردان و اخلاقیات مردانه بوده است.در نتیجه برای پایان بخشیدن به این محدودیت و عدم‌ توازن دیدگاه های مهمی توسط برخی از متفکران مطرح عصر ما با رهیافت‌های فکری مختلف مطرح شده است.در چنین چارچوبی در مقاله حاضر این مسئله مورد بررسی قرار گرفته که کدامیک از نظریات موجود در حوزه‌ علوم اجتماعی معاصر و خارج از ادبیات فمینیستی توانسته‌اند امکان‌های فکری لازم برای گسترش زیست زنانه در زندگی امروز را فراهم آورند؟در مقام فرضیه،پاسخ این است که اندیشمندانی چون آمارتیا سن،رونالد اینگلهارت، آلن تورن را می‌توان در زمره مهمترین متفکرانی به شمار آورد که خارج از اندیشه فمینیستی هر یک به شیوه ای خاص به مسئله زنان توجه نشان داده‌اند و در پرتو شبکه‌ای از مفاهیم در آثار و گفتارهایشان،امکان های فکری و کاربردی مناسبی برای گسترش زیست زنانه در جهان امروز و از جمله در &amp;amp;laquo;جامعه ایرانی&amp;amp;raquo; فراهم ساخته‌اند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
