نقش فرهنگ اعتماد و عملکرد نهادهای سیاسی در ایجاد اعتماد سیاسی: بررسی پیمایشی دانشجویان دانشگاههای تهران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

تقسیم نظریه های اعتماد سیاسی به دو دسته "فرهنگی" و "نهادی" ازجمله شیوه‌های دسته‌بندی نظریه های اعتماد سیاسی محسوب می‌شود. در رویکرد فرهنگی، هر گونه اعتماد، از جمله اعتماد سیاسی، امری مربوط به فرایند جامعه‌پذیری و فرهنگ حاکم بر جامعه پنداشته می‌شود. در سطح خرد این نظریه افرادی که با اعتماد بیشتر به دیگران پرورش می‌یابند اعتماد سیاسی بیشتری نیز از خود بروز می‌دهند؛ ودر سطح کلان این نظریه گفته می‌شود که اعتماد سیاسی یکی از شناسه‌های انواع خاصی از فرهنگ‌های سیاسی است. نظریه‌های نهادی، در مقابل، اعتماد سیاسی را برآمده از عملکرد‌های نهادهای سیاسی در یک کشور (سطح کلان) یا ادراک افراد جامعه از عملکرد نهادهای مذکور (سطح خرد) در نظر می‌گیرند.
 در این تحقیق بر پایه پیمایشی که در میان دانشجویان دانشگاههای تهران صورت گرفت، هر دو نظریه فرهنگی و نهادی آزمون شدند و قدرت تبیین هر یک از آنها ارزیابی شد. به طور مشخص دو فرضیه زیر، که مأخوذ از دو نظریه فرهنگی و نهادی در سطح خرد محسوب می شوند، آزمون شدند:
 
 1 .افرادی که در طول فرایند جامعه پذیری خود آموخته اند که به دیگران اعتماد بیشتری داشته باشند در مجموع به نهادهای سیاسی نیز اعتماد بیشتری نشان می دهند.
2 .هر چه ارزیابی افراد از عملکرد یک نهاد سیاسی بهتر باشد، اعتماد آنان به نهاد مذکور بیشتر خواهد بود.
نتایج تحقیق نشان داد که نظریه‌های نهادی اعتماد سیاسی با ضریب همبستگی 75/0 پیرسون و 74/0 اسپیرمن قدرت تبیین بیشتری نسبت به نظریه‌های فرهنگی اعتماد سیاسی با ضریب همبستگی 35/0 پیرسون و 30/0 اسپیرمن دارند. همچنین رابطه دینداری و اعتماد سیاسی هم بررسی شد و فرضیه ارتباط دینداری و اعتماد سیاسی نیز به تأیید رسید.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The Role of Interpersonal Trust and Performance of Political Institutions in Establishing the Political Trust: A Survey by University Students in Tehran

نویسندگان [English]

  • kavoos Seyedemami
  • Reza Montazeri Moghaddam

چکیده [English]

 
Classifying theories of political trust into "cultural" and "institutional" is among methods of classification of such theories. In the cultural approach, any trust, including political trust, is deemed to be related to the process of socialization and culture of a society. At the micro level, the proponents of this approach argue that individuals who are raised to trust others will elicit more political trust. At the macro level, political trust is seen as an index of particular kinds of political culture. Institutional approaches, on the other hand, view political trust as an outcome of the way political institutions perform in a country (macro level) or people's perceptions of those institutions' performances (micro level). In the present paper which is based on a survey of a representative sample of students across all universities in Tehran, both cultural and institutional approaches are tested and their respective explanatory powers are evaluated. Specifically, the following two hypotheses, derived from cultural and institutional approaches, were tested:
1.     Individuals, who have learned through their socialization process to trust others more, are more likely to scores higher on a scale of political trust.
2.     The more positive a person's perception of performance of political institutions, the higher the level of political trust that he/she may show.
Both hypotheses were confirmed in this study. However, the institutional explanation (the second hypothesis) revealed a stronger correlation (Pearson's r = 0.75 and Spearman's Rho = 0.74) compared to the cultural hypothesis (r = 0.35 and Rho = 0.30). It was also found that religiosity correlates positively with political trust in our sample of students.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Trust
  • political trust
  • Social Capital
  • theories of political trust
  • religiosity

دوره هفتم، شماره 4
پاییز 1391
صفحه 189-216
  • تاریخ دریافت: 27 شهریور 1390
  • تاریخ بازنگری: 20 مهر 1391
  • تاریخ پذیرش: 09 آبان 1391