جایگاه چین در اقتصاد انرژی خلیج فارس (با تمرکز بر جمهوری اسلامی ایران)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

رشد سریع اقتصادی چین در دو دهه اخیر و حرکت شتاب زده آن در مسیر تبدیل شدن به قدرتی بزرگ در عرصه سیاست بین الملل ،میزان تاثیر گذاری این کشور بر مسائل بین المللی را افزایش داده است. باز تعریف موقعیت استراتژیک چین در سال های اخیر که عمدتاً متاثر از رشد اقتصادی  و در نتیجه آن افزایش توان نظامی و دیپلماتیک است، راهبرد خارجی این کشور را در حوزه های مختلف دچار تحول ساخته است.در همین راستا یکی از مناطقی که در سال های اخیر در سیاست خارجی چین مورد بازتعریف قرار گرفته است،منطقه خلیج فارس است. این منطقه و کشورهای واقع در آن،به دلیل برخورداری از بیشترین ذخایر انرژی،طبعاًاز بالاترین قابلیت ها در تامین امنیت انرژی  چین و پاسخ گویی به نیاز استراتژیک  این کشور برخوردارند. چینی ها با درک این موضوع در سال های اخیر تلاش های وسیعی برای ارتقای روابط با کشورهای نفتی این منطقه، به ویژه کشورهای اصلی انجام داده اند تا در پرتو آن بتوانند سهم خود را از ذخایر این منطقه هر چه بیشتر افزایش دهند.به اضافه اینکه ورود دیر هنگام چین به  بازار بسیار رقابتی نفت خلیج فارس(عموماً خاورمیانه)  این کشور را ناگزیر می نماید که به دنبال منابع و کشورهایی باشد که خارج از دایره سلطه کشورهای غربی به ویژه آمریکا قرار داشته باشند، که از جمله ج. ا.ایران با توجه به ذخایر عظیم نفت وگاز و از سویی فشار ها و محدودیت های بین المللی(تحریم های چند جانبه)، منبعی نسبتاً مطمئن برای تامین امنیت انرژی چین می باشد.از این رو می توان این سئوال اصلی را مطرح ساخت، که آیا چین به عنوان قدرتی مهم و رو به  خیزش در عرصه سیاست بین‌الملل، از حاشیه به متن خلیج فارس خواهد آمد؟ به عبارت دیگر جایگاه چین در اقتصاد انرژی  خلیج فارس چگونه خواهد بود؟ فرضیه پژوهش حاضر بر این مبناست که،با توجه به رویکرد عملگرایانه و واقع گرایانه، چینی ها درک کردند که امنیت انرژی نیز می تواند حوزه ای برای آسیب پذیری استراتژیک آن کشور باشد.از این رو بر اساس ضعف قدرت نظامی چین،به ویژه نیروی دریایی آن ومضافاً نیاز فزاینده به انرژی  وارداتی وقرار گرفتن بیش از 70% منابع انرژی در خاورمیانه(خلیج فارس)،می توان گفت،بر حسب ضرورت، انتخاب و اهمیت استراتژیک امنیت انرژی هم اکنون و در دهه های آتی، چین در فرایند گذآر از حاشیه به متن اقتصاد انرژی منطقه خلیج فارس می باشد.اما به دلیل کنترل نفت خاورمیانه به ویژه خلیج فارس از سوی آمریکا و نیز رقابت ژاپن واروپا به عنوان شرکای آن،این دو  در ترکیب با یکدیگر،وضعیت سختی را برای چین ایجاد می کند. از این رو جهت تحقق بخشی امنیت انرژی و کسب جایگاه برتر آتی در اقتصاد انرژی خلیج فارس،چین نوعی خط مشی تدافعی جویانه(با آمریکا ومتحدانش)، تعاملی هم افزا(با عربستان) و دیپلماسی حذفی(با مرجح بودن ج.ا.ایران)با کشورهای عمده این منطقه در پیش گرفته است.
برای بررسی این مسئله که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام خواهد شد،نخست به تعریف و توصیف مفاهیم ژئوپلیتیک انرژی، امنیت انرژی و ارتباط آن با اقتصاد انرژی پرداخته  می شود و سپس با نگاهی به وضعیت ذخایر انرژی جهان و خلیج فارس،به تحلیل وتبیین جایگاه چین در اقتصاد انرژی خلیج فارس با تمرکز بر کشور ج.ا.ایران پرداخته خواهد شد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The Position of China in Energy Economy of the Persian Gulf: Emphasizing I. R. of IRAN

نویسندگان [English]

  • Abbas Mosallanejad
  • Mohammad Reza Haghshenas

چکیده [English]

China's economic rapid growth in two past decades and its quick move toward becoming a great power have increased its impact on international issues. Redefinition of China's strategic position in recent years that is mainly Influenced by its economic growth and consequently its military and diplomatic power, has changed its foreign policy strategy in different areas. Thus one of the regions redefined in Chinese foreign policy is the Persian Gulf. Due to enjoying the richest energy resources of the world, this region and its countries have the highest capabilities in providing China with energy and satisfying its strategic needs. By understanding this issue, the Chinese have tried hard to upgrade their relations with oil exporting countries of the region, particularly the main countries so that they can increase their share of the region's resources. Besides China's delayed entrance into competitive market of the Persian Gulf (the Middle East generally) has compelled the country that looks for resources and countries outside the control of the West, particularly the US. Given its huge resources of oil and gas on the one hand and international restrictions (multilateral sanctions), Iran is a relatively reliant source for providing China with energy. Thus we can raise this question: Will China as an important emerging power at the international level come from margins to the center of the Persian Gulf? In other words, what will the position of China be in the energy economy of the Persian Gulf? This research is based on this hypothesis that given their pragmatist and realist approach, the Chinese have understood that energy security can be a vulnerable strategic point for this country. Thus because of China's weak military power, particularly its navy, and its growing need to importing energy and the fact that more than 70 percent of the energy resources are in the Middle East (Persian Gulf), we can say that China is in the process of transition from margins to the center of energy economy of the Middle East due to necessity, selection and importance of energy security. But because the US controls the oil of the Middle East and Japan and Europe compete with China, it will face a hard situation. Thus China has adopted a kind of defensive strategy towards the US and its allies, an interactive strategy towards Saudi Arabia and playoff diplomacy, preferably towards the Islamic Republic of Iran in the region. Using descriptive-analytical method, this research firstly deals with definition and description of some concept as energy geopolitics, energy security and their relationship with energy economy. Then by considering the situation of energy resources of the world and the Persian Gulf, we will deal with analyzing and explaining the position of China in the energy economy of the Persian Gulf, emphasizing the Islamic Republic of Iran.          

کلیدواژه‌ها [English]

  • geopolitics of energy
  • energy security
  • energy economy
  • Middle East
  • Persian Gulf
  • China
  • Iran

دوره 8، شماره 1
زمستان 1391
صفحه 173-208
  • تاریخ دریافت: 29 مرداد 1390
  • تاریخ بازنگری: 31 اردیبهشت 1392
  • تاریخ پذیرش: 31 خرداد 1391