نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

چکیده


تاریخ طولانی ایران از آغاز تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، پیرامون اقتدار و زورآزمایی پادشاهان ایران شکل گرفت. یکی از عمده‌ترین دلایل تداوم این نوع حکومت یعنی دولت‌شاهی، باوری بود که اکثر ایرانیان داشتند که منبع قدرت شاهان «فرّه ایزدی» است که بدان فره ایزدی شاهانه گویند. حاکمیت این سامان سیاسی دولت‌شاهی تا ظهور اسلام در ایران هر روز قوی‌تر از پیش می‌شد. هرچند این وضعیت با تأسیس دو خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس با دگردیسی‌هایی روبه‌رو شد، اما این فرضیه مورد قبول دولت‌های حاکم بر ایران ـ با تفاوت‌هایی ـ تا ظهور دولت صفویه، کم‌‌وبیش مورد قبول جامعه سیاسی ایران بوده است. در دوره صفویه، با رسمی شدن مذهب تشیع در ایران این طرز تلقی از قدرت، ساختار محکم‌تر و روشن‌تری پیدا کرد. پس از انقراض صفویه و پس از زدوده شدن حق الهی سلطنت در ایران، این فرضیه هم زیر سؤال رفت. سؤال اصلی این پژوهش این است که چرا و چگونه این حق الهی سلطنت و فره ایزدی در ایران، از دوران شاه تهماسب دوم به بعد از شاهان ایران گرفته شد. فرضیه‌ای که در این مقاله به‌دنبال آن هستیم: وجود ارتباط میان حضور نیروهای بیگانه ـ دولت‌های روس، عثمانی و عثمانی ـ و فروپاشی حق الهی سلطنت در ایران است. از زمان مشروطیت هم حق الهی و هم حمایت بیگانگان مورد انکار مردم ایران قرار گرفته و متوجه این نکته شدند که سرچشمه اصلی اقتدار ملی خود مردم می‌باشند.

کلیدواژه‌ها