نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

چکیده

توسعه علوم انسانی بخشی مهم از توسعه ساختار سیاسی اجتماعی محسوب می­شود. بررسی وجوه توسعه علوم انسانی برای کشورهای در حال توسعه بسیار مهم و ضروری است. در مباحث مربوط به توسعه علوم انسانی در ایران و کشورهای در حال توسعه، دو جریان مهم معرفتی «بومی­گرایی کارکردی» و «بومی­گرایی معرفت­شناسانه» قرار دارند و همواره تقابل­های رویکردی را با یکدیگر داشته­اند که موجب کندی تحول در توسعه علوم انسانی گشته است.
در این پژوهش قصد آن داریم که با یک روش کیفی و بهره­گیری از ابزارگردآوری داده­ها کیفی به این سوال پاسخ دهیم (سوال اصلی) که «تقابل رویکرد بومی­گرایی کارکردی و رویکرد بومی­گرایی معرفت­شناسانه در بومی­سازی و توسعه علوم انسانی چگونه سبب کارآمدی و یا ناکارآمدی این حوزه می­گردد؟».
فرضیه اصلی ما در این پژوهش بیان می­دارد که «تقابل رویکرد بومی­گرایی کارکردی و رویکرد بومی­گرایی معرفت شناسانه سبب کُندشدن فرآیند توسعه علوم انسانی و عدم تحقق بومی­سازی در ایران شده و حرکت به سمت رویکرد تلفیقی ـ ترکیبی در این حوزه، راهگشای وضعیت فوق می­باشد».

کلیدواژه‌ها