نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای اندیشه سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی

چکیده

توجه به بعد زیبایی شناسانۀ تجربه سیاسی از جمله دغدغه های بنیادین رانسیر در تحقیقات تاریخی و سیاسی­ اش است. او با در نظر گرفتن سیاست و زیبایی شناسی به مثابه اشکال متفاوتی از مفهوم اختلاف وجوه زیبایی ­شناسانه سیاست و وجوه سیاسی زیبایی ­شناسی را در آثار و اعمالی پی می­گیرد که به بازپیکربندی توزیع امر محسوس انجامیده­است. در این مقاله ضمن تمرکز بر آراء و نظرات رانسیر در این باب، یعنی درهم ­بودگی و همبستگی دو حوزه سیاست و زیبایی ­شناسی، به بازشناسی و بازتعریف رانسیر از این مفاهیم به عنوان عرصه­ هایی برای بازپیکربندی تقسیم ­بندی ­های زمان و مکان می­ پردازیم تا از خلال آن نشان دهیم، بازسازی یک جهان ویژه ناسازگار و شکلی خاص از تجربه چگونه شکل می­گیرد. در مقالۀ حاضر، سعی در پاسخ به این پرسش داریم که «رانسیر در تحقیقات خود در حوزه­های سیاست و زیبایی ­شناسی چگونه توانسته به راه و امکانی نظری در ارتباط میان این دو حوزه دست یابد»؟ بنابر فرضیه ما، رانسیر با پیش ­فرض گرفتن درون­ بودگی دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی و اینکه هر دو حوزه از راه­ های موازی به موضوعات واحدی می ­پردازند به اثرگذاری این دو ساحت بر توزیع امر محسوس توجه کرده است؛ آن هم در جایی که هر دو امر سیاسی را محقق می ­سازند. بدین ترتیب در مقاله پیش رو، پس از بررسی و شناخت آراء و نظرات رانسیر در دو حوزه­ سیاست و زیبایی­ شناسی، چگونگی رابطه این دو حوزه را روشن می ­سازیم؛ آن هم آنجا که هر دو به بازتوزیع امر محسوس می ­انجامند.

کلیدواژه‌ها