چکیده

در این مقاله براساس چهارچوب نظری ساختار‌گرایی آغازین فرانسوی و ایده گسست معرفتی کسانی چون مرلوپونتی، باشلار و موس به یکی از تم‌ها و موضوعات اصلی مفهومی در حوزه نظریه‌پردازی کنونی روابط بین‌الملل یعنی امکان یا امتناع وقوع گسست پارادایمیک و عوامل زمینه‌ساز آن پرداخته شده است. استدلال مقاله این است که مناظره کنونی بین دو پارادایم خردگرایی و بازاندیشی‌گرایی مبتنی‌بر تقابل دو متافیزیک فلسفی و صورت‌بندی دانایی مدرن و پسامدرن است که هر کدام بر سازه‌ها و اصول بنیادین مجزایی استوار بوده و فرایند عینیت‌یابی و شکل‌های عقلانیت در هر کدام متفاوت از دیگری است. برآیند این تقابل در روابط بین‌الملل نیز شکل‌گیری گسستی رادیکال در حوزه پارادیمیک است که خود را در مناظره چهارم روابط بین‌الملل بین خردگرایان و بازاندیشی‌گرایان متبلور ساخته است. چرخش‌های فلسفی ـ زبانی در حوزه نظری و جهانی‌شدن در بُعد عملی زمینه‌ساز این گسست بوده‌اند

کلیدواژه‌ها