چکیده

این مقاله درصدد استخراج یک چهارچوب تحلیل سیاست خارجی از نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت است. هدف نشان دادن امکان و قابلیت به‌کارگیری و کاربست اصول، مفروضه‌ها و مفاهیم این نظریه برای تحلیل سیاست خارجی می‌باشد. به سخن دیگر تلاش می‌شود به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که: آیا می‌توان نظریه انتقادی را به‌عنوان چهارچوب مفهومی و نظری برای تحلیل سیاست خارجی به‌کار برد؟ برمبنای این سؤال پرسش‌های فرعی دیگری قابل طرح است. مدل بازیگر و منطق اقدام کشورها در سیاست خارجی چیست؟ اهداف و معیارهای سیاست خارجی کشورها کدامند؟ عوامل تعیین‌کننده و منابع سیاست خارجی کدامند؟ در چه سطحی می‌توان سیاست خارجی را تحلیل کرد؟ پاسخ موقت به سؤال اصلی آن است که: «امکان تحلیل سیاست خارجی به‌طور عام و به‌ویژه سیاست خارجی انتقادی در چهارچوب نظریه انتقادی وجود دارد».

کلیدواژه‌ها