نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

ریچارد رورتی با رد کردن نظریه‌ی معرفتی بازنمایی معتقد است که باید از مفهوم «حقیقت» یکسره دست شست. اما این بدان معنی نیست که بتوان از تفکیک گزاره‌ها به قابل قبول و غیرقابل قبول اجتناب کرد یا همه‌ی ادعاها را به یک میزان قابل پذیرش شمرد. در امتداد سنّت پراگماتیسم آمریکایی، رورتی بر آن است که گزاره‌ی مجاز عبارت است از گزاره‌ی «خوب»، یا به کلام دیگر، گزاره‌ای که اعتقاد بدان مفید است و ما را در سازگاری با محیط پیرامون‌مان و افراد حاضر در آن (یعنی جامعه‌ی ما) یاری می‌دهد. گزاره‌های مجاز برای چنین افرادی توجیه‌پذیرند و «همبستگی» ما را با آنان تحکیم می‌بخشند، در حالی که ادعاهای غیرمجاز برای ایشان توجیه‌ناپذیر بوده و همبستگی ما با آن‌ها را تضعیف می‌نمایند. بدین ترتیب، معرفت‌شناسیِ پراگماتیستی رورتی اساساً بر مدار «قوم‌محوری» می‌چرخد؛ یعنی معیارها و شیوه‌های کاوش عقلانی را جامعه‌ای تعیین می‌کند که ما بدان احساس تعلّق می‌کنیم. در این مقاله آن بخش از نظرات معرفتی رورتی مورد بررسی و نقد قرار می‌گیرند که به عنوان بدیلی در برابر نظریه‌ی بازنمایی، برای متمایز ساختن اظهارنظرهای قابل قبول از ادعاهای غیرقابل قبول مطرح می‌شوند.

کلیدواژه‌ها