نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

دکتر محمدرضا تاجیک
چکیده
اکنون دیری است که از شکل‌گیری پروژه‌ای انباشتی و جمعی برای تولید دانشی فراگیر و جهان‌شمول به نام علوم اجتماعی و اعمال قدرت از رهگذر آن می‌گذرد. علوم اجتماعی آن‌گونه که در دامان نظام‌های دانش کلان و مسلط پرورش یافتند، اشکالی از اندیشه و فرهنگ را تجسم بخشیدند که به تعبیر دلوز و گاتاری، به‌نحوی خشونت‌آمیز، دانش‌های «اقلیت»، یا به بیان فوکو، «دانش‌های تحت انقیاد» را قلمروزدایی کرده‌اند، و اندیشۀ غیرغربی را مستمرا از شکل‌دهی به دانش محلی خود در این عرصه (علوم اجتماعی) محروم کرده‌اند. اما اکنون زمان شورش دانش‌های تحت انقیاد فرارسیده است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تاملی اندیشمندانه بر این گفتۀ فوکو باشیم که: طرح احیاء بنیادین دانش‌های تحت انقیاد، به علنی شدن پیوند پنهان میان دانش و قدرت کمک می‌کند؛ پیوندی که «از طریق آن، یک جامعه دانش خود را منتقل و حیات آن را تحت نقاب دانش تضمین می‌کند». و بر این گفتۀ دلوز تاکید ورزیم که: «بازقلمروسازی» دانش‌های اقلیت را به‌عنوان «تقویت‌کنندۀ دستگاه انقلابی آینده» مسلم می‌گیرد».

کلیدواژه‌ها