نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

نخستین مجلس شورای ملی عصر مشروطیت، می‌بایست نقشی دوگانه برعهده می‌گرفت: ازیک¬سو، مؤسس بود، زیرا، پیش از آن، نهادی وجود نداشت که بتواند بایستگی‌های دوران مدرن را به شکل متون قانونی درآورد؛ ازدیگرسو، این مجلس، می‌بایست، نقش مقنن را نیز به¬عهده می‌گرفت، زیرا، مطابق با آن‌چه‌که در قانون اساسی مشروطیت آمده بود، مجلس شورای ملی، همان قوه مقننه محسوب می‌شد. در قرن نوزدهم میلادی، ایران در نظام بین‌الملل جایگاهی درخور یافته بود. موقعیت راهبردی ایران، سبب می‌شد کشور‌های قدرت¬مند، نتوانند از وضعیت خطیر ایران که در رقابت میان قدرت‌‌های بزرگ، نقشی مؤثر ایفا می‌نمود، چشم‌پوشی کنند؛ هم¬چنین کشور ایران، در میان دو دولت مداخله‌گر روسیه و انگلستان، نقش دولت حائل را بازی می‌کرد، که نه مستعمره و نه مستقل می‌ماند؛ بلکه حالتی داشت که نقش ضربه‌گیر در رقابتِ نفس‌گیر میان دو ابرقدرت زمانه را ایفا می¬نمود. نیز، در وضعیتی ویژه که به¬نظر می‌رسد تنها در یک نقطه از دنیا صدق می‌نمود، ایران و آسیای مرکزی، درگیر بازی بزرگ شده بودند. یکی از جنبه‌‌های پیدایش خیزش مشروطه‌، واکنشی بود که پیشروان عصر مشروطه‌خواهی نسبت به وضعیت ناامیدکننده/ غم¬بار روابط‌خارجی قاجاران با دنیای خارج، پیشه خود ساخته بودند. نگارندگان کوشش می‌کنند با تکیه بر متن مذاکرات نخستین مجلس شورای ملی، به این پرسش پاسخ دهند که زمینه‌‌های سیاسی/ اجتماعی/ اقتصادی/ تاریخی موجود در روزگار مشروطیت، سبب‌ساز شکل‌گیری کدام گفتمان‌ِسیاست خارجی در متن مذاکرات مجلس می‌شده است؟ تحلیل گفتمان، رویکردی ساختاری به متن است که امکان پیوند متن را به جنبه‌‌های جامعه‌شناختی فراهم ‌می‌آورد. در تحلیل متن‌ به روش گفتمان، شرایط اجتماعی منجر به آفرینش متون مورد توجه قرار می‌گیرند. نگارندگان با گزینش مدل فرکلاف، کوشش خواهندکرد مقوله سیاست ‌خارجی را در متن مذاکرات نخستین مجلس مشروطه و در پرتو تحلیل بافتار تاریخی، بازنمون کنند.

کلیدواژه‌ها