چکیده

در این مقاله کوشش خواهد شد با کاوش در اندیشه‌های 6 اندیشمند، رابطه چند مفهوم پایه‌ای در عرصه اندیشه سیاسی و نظریه بین‌المللی مورد بررسی قرار گیرد. کوشش ما بر این است دریابیم آیا برداشت خاص اندیشمندان از جامعه مدنی و دولت، به‌گونه خاصی از نظریه بین‌المللی می انجامد؟ آنچه به‌عنوان فرضیه در این بحث مورد نظر قرار گرفته این است که کل‌گرایی در تعریف از جامعه مدنی و دولت و اصالت بخشیدن به کلیت جامعه در مقابل حقوق افراد بشر، به ‌نوعی نگرش ستیزه‌جویانه در عرصه روابط خارجی می‌انجامد و فردگرایی و اصالت بخشیدن به فرد در تعریف جامعه مدنی و دولت، به نوعی بینش مسالمت‌جویانه در حیطه روابط جهانی منجر خواهد شد. در گروه اول از نظریه‌پردازان، اندیشه‌های هگل، مارکس و گرامشی به‌عنوان نمونه برگزیده شده و مورد تحلیل قرار خواهند گرفت. در گروه دوم، نظریه لاک، کانت و پوپر در زمینه موضوع مقاله بررسی خواهند شد. این بررسی، نوعی سنخ‌شناسی نیز خواهد بود که می‌تواند روابط میان مفاهیم و معانی مختلف در درون یک نظریه یا فلسفه سیاسی را نشان دهد و بر ما آشکار سازد که گونه‌های متفاوت اندیشه چگونه می‌توانند زمینه‌ساز نگرش‌ها و عملکردها در عرصه سیاست خارجی باشند.

کلیدواژه‌ها