نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

در نظریّه­ی دولت رانتیر، درآمد نفت علّت خودمختاری دولت و صعود اقتدارگرایی دانسته می­شود. رانت بر سرشت، ساختار و کارکردهای دولت تاثیر دارد اما صرف وجود آن به استقلال دولت از جامعه و اقتدارگرایی نمی­انجامد. برقراری اقتدارگرایی در کشورهای صاحب نفت مستلزم وجود پیشینه­ای از فرهنگ سیاسی تبعی و ساختارهای سیاسی­ای متناسب با آن است. بر این اساس درآمد نفت نه عامل تعیّن­بخش بلکه تنها ابزار مناسبی برای مهندسی فرهنگی و باز تولید فرهنگ سیاسی تبعی و  اقتدارگرایی در این جوامع است. به این ترتیب پایه­های استیلای دولت بر جامعه نه بر نفت، بلکه بر فرهنگ و ساختارهای سیاسی تبعی­ایی استوار می­شود که از گذشته در این جوامع وجود داشته و به کمک درآمدهای نفتی بازتولید شده­اند. این مقاله با پذیرش اهمیت درآمدهای نفتی در توضیح کارکردهای دولت و همزمان با عطف توجّه به کاستی­های نظریّه­ی دولت رانتیر، نقش دولت پهلوی در بازتولید وجوه تبعی فرهنگ سیاسی ایران و اقدامات آگاهانه­ی آن را برای مهندسی فرهنگی به ­کمک ابزارها و نهادهایی مانند نظام آموزشی ، مراکز فرهنگی و رسانه­های جمعی و از این طریق شکل­گیری اقتدارگرایی در ایران بررسی می­کند. 

کلیدواژه‌ها