نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

چکیده

با فروپاشی شوروی، دوران جدیدی در عرصه بین‌الملل آغاز شد و آمریکا مدعی نظام بین‌الملل تک‌قطبی هژمونیک به رهبری این خود شد. این برتری با شروع قرن 21 با چالش‌های جدیدی مواجه شده است که نقش این کشور را در تحولات جهانی کم‌رنگ‌تر نموده است. نظم جدیدی که در آن قدرت‌های در حال ظهور نقش موثری ایفا می‌کنند، در حال شکل گرفتن است، چنانچه بسیاری از متفکران از نظام چند قطبی سخن می‌گویند. پرسشی که با آن مواجه می‌شویم، این است که قدرت‌های در حال ظهور بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی)  چگونه در صدد مقابله با برتری آمریکا و ارتقای جایگاه خود در ساختار نظام بین‌الملل هستند؟ فرضیه ما این است که کشورهای بریکس از طریق پیگیری استراتژی موازنه نرم درصدد مقابله با برتری آمریکا و نیز ارتقای جایگاه خود در نظام بین‌الملل هستند. کشورهای بریکس با توجه به جمعیت انبوه و قدرت اقتصادی در حال رشد خود عمده‌ترین قدرت‌های در حال ظهور نظام بین‌الملل می‌باشند که با آگاهی از عواقب و نتایج نامطلوبِ احتمالی ناشی از موازنه سخت و مقابله مستقیم با برتری آمریکا، به نوعی از استراتژی موازنه نرم برای مقابله با نظام تک‌قطبی و افزایش نفوذ و تاثیرگذاری خود در معادلات جهانی استفاده می‌کنند. لذا در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی، شکل‌گیری بریکس و ابزارهایی که این کشورها در راستای موازنه نرم در برابر آمریکا مورد استفاده قرار می‌دهند، را بررسی می‌کنیم.

کلیدواژه‌ها