نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه تهران

چکیده

      منطق کُنش سیاسی امیرالمؤمنین(ع) در طول حیات سیاسی ایشان در مواجهه با مسائل روزگار خود چه بوده است؟ بر اساس چه سامانه ی مفهومی تحلیلی، می توان کنش سیاسی امام علی(ع) را - به عنوان یک کنش‌گر سیاسی- مورد ارزیابی قرار داد؟ به نظر می رسد، این هدف، مستلزم گذار از خوانش درون ماندگار دینی، از سیره‌ی امیرالمؤمنین(ع) به بازخوانی سیاسی از این تاریخ است. این گذار و نتایج حاصله از آن، خصوصاً در ذیل گفتمان سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی که آشکارا استوار بر تقلای دستیابی به مدلی از سیاست ورزی در انطباق با منطق عمل سیاسی امام علی(ع) به عنوان بنیان گذار سپهر سیاسی شیعه است؛ اهمیتی دوچندان خواهد داشت و می تواند روزنه ای نو در پیوند میان مطالعات انقلاب اسلامی با مطالعات تاریخ تشیع نیز قلمداد شود.
       در این مقاله در این راستا تلاش خواهیم کرد با اخذ الگوی «آگونیستی» به مثابه الگویی که بدون نادیده گرفتن تعارضات بنیادینِ محرک سیاست در پی طراحی سامانه ای برای تحقق بس گانه گرایی و انسجام سیاسی میان نیروهای متعارض است و در آرای «شانتال موف» و «ارنستو لاکلائو» ارائه شده است؛ به اخذ اصولی برای «اعتدال سیاسی» از درون این چارچوب مفهومی پرداخته و سپس با تطبیق احکامی برای کُنش سیاسی که از چارچوب مذکور اخذ شده؛ با سیره‌ی سیاسی امیرالمؤمنین(ع)؛ به طور مشخص در خِلال تحولات پس از قتل عثمان تا جنگ جمل؛ مدلی از کُنش سیاسی امام علی(ع) به دست دهیم که بتواند پاسخ‌گوی نیازها و مسائل پیشِ روی سیاست ورزی در زمینه و زمانه ی ما باشد.   

کلیدواژه‌ها