نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی

2 دکترای اندیشه سیاسی

چکیده

انقلاب مشروطه طلیعه آغاز تجدد و برآمدن صورتی از دولت مشروطه است که با گذار از مبانی معرفتی-سیاسی رژیم قدیم و سنت قدمایی ممکن شد. آنچه در این رخداد غیر قابل انکار است جدال بر سر مبانی دولت جدید، له و علیه آن از سوی نسل نخست روشنفکران ایرانی دوره مشروطه است. هدف از پژوهش حاضر آن است که با بازخوانی نمونه­هایی از آثار سه تن از این روشنفکران یعنی میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله، میرزا یوسف خان مستشارالدوله ومیرزا فتحعلی آخوندزاده نشان دهد که آنها برای گذار از مبانی دولت قدیم و ماهیت نظام جدید  چه درمانی ارائه می‌دهند، در این میان چه نقش و جایگاهی برای دولت قائل هستند، و بر این اساس چگونه می‌توان آنها را در گروه دولت‌گرایان و ضد دولت‌گرایان دسته‌بندی کرد. بدین منظور دیدگاه‌های این سه روشنفکر پیرامون مسائلی چون: تصویر تمدن ایران و غرب، نقش و جایگاه دولت، و نیز دلایل تنزل و کسالت تمدن ایران و راه‌های غلبه بر آن مورد بررسی قرار گرفته و الگویی اجمالی از رویکرد آنان ترسیم شده است. در پایان نیز تلاش بر آن بوده است که مکان و موقعیت نسبی هر یک از این سه تن بر روی طیفی که در یک سوی آن دولت‌گرایی افراطی و در منتهی‌الیه دیگر آن ضد دولت‌گرایی افراطی قرار دارد، مشخص شود.

کلیدواژه‌ها