نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

داریوش شایگان، در کنار اندیشمندانی چون سید احمد فردید، جلال آل احمد و علی شریعتی، از برجسته­ترین اندیشمندان پنج دهۀ اخیر ایران محسوب می­شود. از مباحث کانونی و محوری در آثار این اندیشمندان، پرداختن به مسئلۀ هویت و هویت ایرانی، در مواجهه با چالش­های پیش روی در جهان مدرن است. این مقاله در پی پاسخگویی به این سوال است که «داریوش شایگان چه رویکردی را در خصوص بحران هویت جهان معاصر پی می­گیرد؟» ایدۀ مقاله این است که وی در کنار تاکید بر حفظ هویت اصیل و ناب، به رَد و طرد یکجانبۀ غرب دست نمی­زند و لزوم شناخت و آگاهی نسبت به ریشه­ها و محرّک­های غرب مدرن را مطرح می­کند و یکی از منسجم­ترین و فلسفی­ترین پاسخ­ها را در خصوص بحران هویت ارائه می­دهد. بدین ترتیب نقد همزمان سنت «جهان­بینی شرقی» و تجدّد «جهان­بینی غربی» و تلاش برای درانداختن طرحی نو، مهم­ترین ویژگی آثار و آرای شایگان می­باشد که در این مقاله بدان پرداخته شده است.

کلیدواژه‌ها