نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

2 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

چکیده

انجمن‌های علمی و ازجمله انجمن‌های علمی حوزه علوم اجتماعی به‌مثابه نهادهای مدنی، مستقل و خودجوش در دو دهه اخیر با رشد و گسترش فزاینده‌ای روبرو بوده‌اند. چنان‌که بر اساس آمار موجود تا ۴۰۰ انجمن علمی می‌توان شمرد و تعدادی از انجمن‌ها با ایفای نقش مرجعیت علمی، ظرفیت‌سازی، کادر سازی، ایجاد فضای تعامل و گفتگو توانسته‌اند جایگاه قابل‌اعتنایی را در عرصه‌های علمی و فکری ایجاد کنند.
درحالی‌که گسترش نهادهای مدنی به‌عنوان شاخصی از فرایند توسعه سیاسی محسوب می‌شود در جامعه ایران و از سوی نهاد دولت، گسترش انجمن‌های علمی، به‌ویژه انجمن‌های حوزه علوم اجتماعی با چالشی‌تحت عنوان «اپوزیسیون بودگی» و «اپوزیسیون انگاری» روبرو شده و علی‌رغم جایگاه مرجعیت علمی با سیاست «بی‌توجهی» و «عدم شناسایی» نسبت به نقش مشاوره‌ای، کارشناسی در حوزه سیاستی دست‌به‌گریبان‌می‌باشند.
این‌پژوهش با انتخاب سه انجمن علوم سیاسی ایران، جامعه‌شناسی ایران و مطالعات صلح ایران با به‌کارگیری روش کیفی از طریق مصاحبه‌عمیق با فعالین انجمنی و با بهره‌گیری از منابع اسنادی- کتابخانه‌ای تلاش می‌کند به حوزه مغفول «کارکردهای علمی - اجتماعی- سیاستی» انجمن‌ها و چالش‌های پیش رو از منظر اپوزیسیون بودگی بپردازد.
مهم‌ترین یافته پژوهش ناظر بر وجود فاصله میان مدل آرمانی با مدل واقعی تعاملات نهادهای انجمنی با نهاد دولت و جامعه و نیز درک نادرست دولت از محتوی و کارکرد نقادانه نهاده‌های انجمنی علوم اجتماعی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات