نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تاریخ انقلاب اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی

2 عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

چکیده

در دوران گذار از رژیم پهلوی و تثبیت نظام اسلامی، احزاب و گروه‌های سیاسی کرد با توجه به فضای ناشی از خلاء قدرت حکومت مرکزی و زمینه‌های موجود(عقب‌ماندگی منطقه)، شرایط را برای کسب خودمختاری مناسب دیدند و موجب بحران و به چالش کشیدن دولت موقت شدند. در برخورد با این وضعیت، میان مسئولان در مرکز دو گرایش وجود داشت.گرایشی که جهت حل مسئله کردستان از دریچه سیاسی می‌اندیشید و گرایش دیگر، خواهان برخورد "تند و رادیکال" با بحران بود.
در این پژوهش ابتدا به زمینه‌ها و علل شکل‌گیری خیزش کردی، سپس چگونگی روند تحولات و مذاکرات و درنهایت به عوامل بن‌بست و عدم نتیجه مذاکرات، می‌پردازیم. پژوهش حاضر با روش تحلیل تاریخی و با تکیه‌بر اسناد و منابع مختلف در چهارچوب نظریه"بسیج سیاسی قومیت‌ها"در پی پاسخ به این پرسش اصلی است، که علل بحران کردستان و دلایل تداوم این مسئله پس از پیروزی انقلاب چه بود؟ دولت موقت در این راستا چه اقداماتی انجام داد؟
نتایج تحقیق نشان می‌دهد، دولت موقت برای حل مسئله، سه هیئت برای مذاکره به کردستان فرستاد، اما به دلیل اختلاف رویکرد در مرکز و اولویت گزینه شدت عمل از سوی برخی نیروهای انقلابی و اتخاذ رویکرد مسلحانه از سوی احزاب کرد، تلاش‌های دولت موقت ناکام ماند و درنهایت با روش نظامی با مسئله کردستان برخورد شد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

The Interim Government's Approach to the Kurdistan Issue (Causes of the Movement and Factors of Exacerbation and Continuation of the Crisis)

نویسندگان [English]

  • kyoumars feizi 1
  • Bagher ali Adel far 2
  • Nasrolla Poor Mohammadi Amlashi 2
  • Abdol rafie Rahimi 2

1 PhD student in the history of the Islamic Revolution at Imam Khomeini International University

2 Faculty member of the History Department of Imam Khomeini International University of Qazvin

چکیده [English]

During the transition from the Pahlavi regime and the establishment of the Islamic system, Kurdish political parties and groups, given the atmosphere created by the power vacuum of the central government and the existing contexts, saw the conditions for gaining autonomy and caused a crisis and challenged the interim government. In dealing with this situation, there were two tendencies among the officials in the center. One tendency to think through the political lens to solve the Kurdistan problem, and the other tendency wanted to deal with the crisis.
In this research, first we deal with the backgrounds and causes of the formation of the Kurdish uprising, then how the process of developments and negotiations, and finally the deadlock and non-outcome of the negotiations. The present study seeks to answer the main question, what were the causes of the Kurdistan crisis and the reasons for the continuation of this issue after the victory of the revolution, using the method of historical analysis and relying on various documents and sources in the framework of the theory of "political mobilization of ethnicities"? What steps did the interim government take in this regard?
The Provisional Government sent three delegations to Kurdistan to negotiate, but due to differences in approach at the center and the priority given to the option of intensifying action by some revolutionary forces and the adoption of an armed approach by the Kurdish parties, the Provisional Government failed. The issue of Kurdistan was dealt with.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic Revolution
  • Kurdistan Crisis
  • Ethnic Mobilization
  • Autonomy
  • Provisional Government