نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

روش‌های آموزش زبان در قرن حاضر به دلیل تغییرات چشمگیر در حوزه‌های علوم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به‌گونة ناباورانه‌ای تغییر کرده اما در بیشتر مراکز آموزشی کشور و حتی در بسیاری از دانشگاه‌ها هنوز از روش‌های سنتی انتقال دانش و معلم‌محوری استفاده‌ می‌شود. مسئله بعدی نادیده گرفتن نیاز واقعی یادگیرنده است؛ یعنی درس‌ها، اهداف، روش‌های آموزشی و ارزشیابی در راستای رفع نیازهای واقعی آموزش‌گیرندگان تهیه نمی‌شود. مسئله بعدی عدم درک ارتباط مستقیم حوزه‌های دانش است که امروزه کمتر به آن پرداخته شده است. اینها مجموعه مسائلی است که در این پژوهش مختصر به آن توجه شده است. نوع پژوهش، تلفیقی از اقدامات کمّی و کیفی است. بدین ترتیب که وضعیت موجود از طریق ارائه پرسشنامه‌های چهارجوابی و از نوع باز و مصاحبه با تعدادی از معلمان، مسئولان و صاحب‌نظران آموزش زبان در دانشکده علوم انسانی و روابط بین‌الملل و سایر مراکز آموزشی مشابه و همچنین بررسی شواهد و اسناد موجود به‌دست آمده است. جمع‌آوری، مدیریت و تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصله براساس قواعد حاکم بر پژوهش‌های تلفیقی و کیفی مرحله به مرحله و همزمان با انجام مصاحبه‌ها و بررسی شواهد موجود انجام شده که نشان از وجود کاستی‌های فراوان در آموزش زبان و اتلاف وقت و سرمایه‌های ملی داشت. پژوهشگران حاضر با تکیه بر نظر مشارکت‌کنندگان در این پژوهش، چاره کار را در عنایت به رویکردی کلی‌نگر و موضوع‌محور می‌دانند که در آن همه ابعاد وجودی یادگیرنده درگیر یادگیری است و همه مسائل در ارتباط با هم درک ‌می‌شوند. این رویکرد باید با روشی مشارکتی و فعالیت‌محور و انتخاب رویکردی عینی و عملکردسنجی برای ارزشیابی همراه شود که در آن یاد‌گیرنده با بهره‌گیری از زبان انگلیسی، درگیر یادگیری موضوعات و مسائلی می‌شود که با زندگی واقعی او رابطه تنگاتنگ دارد

کلیدواژه‌ها