درآمدی بر پدیدارشناسی به مثابه روشی علمی

نویسندگان

1 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

پدیدارشناسی به مثابه یک روش علمی یا یک مکتب فکری در یک سده گذشته مورد توجه بسیاری قرار گرفته است، به گونه‌ای که بسیاری از فلاسفه و جامعه‌شناسان آن را به عنوان روشی متقن در تحلیل ابژه‌های اجتماعی و فلسفی به کار گرفته‌اند و از طرفی هم بسیاری از اندیشمندان به ویژه متفکران پست مدرن آن را مورد نقد قرار داده و اندیشه‌های خود را با نقدهایی اساسی بر آن به عنوان یکی از آخرین مکاتب وفادار به آرمان‌های دکارتی انسجام بخشیده‌اند. هایدگر،‌گادامر، ‌دلوز، ‌بودریار و... از این جمله‌اند. در این نوشتار در پی آنیم تا به پدیدارشناسی به مثابه روشی علمی بپردازیم و بعضی زوایای آن را مورد مداقه قرار دهیم. در این سیر با اشاره‌ای به تبارشناسی پدیدارشناسی، به پدیدارشناسی روشی نزد هوسرل و بعضی مفاهیم اساسی این روش یعنی "وجه التفاقی آگاهی" و "مراحل روش پدیدارشناسی" می‌پردازیم و در پایان به تحولات مابعد هوسرل و تبدیل شدن روش هوسرل به مکتب پدیدارشناسی هرمنوتیک نزد هایدگر و گادامر اشاره‌ای خواهد شد.

کلیدواژه‌ها