نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

در زمان ریاست‌جمهوری جرج بوش بحران‌های منطقه خاورمیانه افزایش یافت؛ البته کشورهای خاورمیانه همواره در فضای ژئوپلیتیک تعارض‌آمیزی قرار داشته‌اند. یکی از علت‌های اصلی این افزایش بحران‌ها را می‌توان تأخیر در روند دولت‌سازی و مداخلة قدرت‌های بزرگ در این منطقه دانست. هرچند تنوع منابع اقتصادی خاورمیانه نیز زمینه‌های افزایش تعارض را به وجود آورده است. پس از 11 سپتامبر، ایالات متحده امریکا با به‌کارگیری قدرت نظامی و استراتژیک، موقعیت خود را در منطقه بازسازی نمود که نشانه‌های آن را می‌توان در جنگ علیه عراق مشاهده کرد.
ما در این مقاله درصدد تأیید این مطلب هستیم که «چالش‌های منطقه‌ای و جنگ پیشدستانة بوش منجر به تداوم بحران شده است». به‌طورکلی، حادثه 11 سپتامبر و جنگ در عراق منجر به ترویج گفتمان تروریسم توسط امریکا و در نتیجه زمینة فعال‌سازی استراتژی مبارزه با تروریسم شده و به‌رغم چنین روندی، توازن نسبی قدرت در منطقه حاصل نشده است. تا زمانی که کشورهای منطقه‌ای در شرایط عدم توازن قدرت، مداخله‌گری قدرت‌های بزرگ و همچنین تضادهای منطقه‌ای قرار داشته باشند، طبیعی است امکان ایجاد تعادل و تفاهم کاهش خواهد یافت.
گذار از بحران‌های منطقه‌ای نیازمند بازسازی روابط کشورهای منطقة خاورمیانه است؛ به‌گونه‌ای‌که امکان متعادل‌سازی روابط قدرت‌های بزرگ با بازیگران منطقه‌ای را فراهم آورد. اقدامات نظامی، به‌کارگیری «استراتژی تغییر رژیم»، فعال‌سازی تئوری خاورمیانه بزرگ، گسترش پایگاه‌های نظامی و بر هم خوردن توازن قدرت را می‌توان عامل تداوم بحران‌های خاورمیانه دانست.

کلیدواژه‌ها