نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

چکیده

یک مشکل اساسی در فرآیند دموکراتیزاسیون حضور کم‌رنگ برابری جنسیتی در سطح رهبری سیاسی و در جایگاه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در سطح جهان است. امروزه، نمایندگی زنان در مجالس قانونگذاری سراسر دنیا به طور متوسط 23.33 درصد (IPU, 2017) است و 10 زن در جایگاه ریاست‌جمهوری و 9 زن به عنوان نخست‌وزیر در سطح جهان خدمت می‌کنند (UN, 2017). در ایران، در انتخابات سال 1394، 17 زن توانستند به دهمین دوره مجلس شورای اسلامی راه یابند. اگر نرخ رشد زنان در هر دوره در همین سطح حفظ شود، می‌توان انتظار داشت زنان 60 سال دیگر به برابری در پارلمان ایران دست یابند. عوامل متعددی به عنوان مانع در دستیابی به این موقعیت عمل می‌کنند که می‌توان در میان آنها به موانع ساختاری و نهادی اشاره کرد. اما نقش فرهنگ سیاسی در این فرآیند چیست؟ آیا نگرش جامعه نسبت به حضور زنان به عنوان نماینده مجلس نقش مهمی در جلوگیری از توانمندسازی آنها ایفا می‌کند؟ فرضیه‌های این مطالعه عبارتند از: (الف) نگرش‌های سنتی یک مانع مهم برای انتخاب زنان در مجلس به شمار می‌روند؛ (ب) فرهنگ نفوذ و تأثیر عمده‌ای بر نسبت زنان نماینده دارد و (ج) موانع فرهنگی در میان نسل جوان در نتیجه فرآیند مدرنیزاسیون و تغییر ارزش‌ها در حال کم‌رنگ شدن است. برای تحلیل این گزاره‌ها از روش کمّی پیمایشی با ابزار پرسشنامه و روش کیفی مصاحبه نیمه‌ساختاری عمیق استفاده شد. به این ترتیب، یافته‌های غنی پیرامون نگرش فرهنگی فعالان سیاسی نسبت به برابری جنسیتی به دست آمد. نتایج نشان داد گرچه تغییر نگرش‌های عمیق و ریشه‌دار نسبت به نقش‌های جنسیتی به احتمال زیاد فرآیند راهیابی تعداد بیشتری از زنان به مجلس شورای اسلامی را تسهیل خواهد کرد، اما اگر این تغییر سنت‌ها همراه با اصلاحات نهادی باشد می‌تواند فضایی را برای دستیابی به یک سناریوی خوش‌بینانه‌تر پیش از 60 سال آینده فراهم کند.

کلیدواژه‌ها